۱۴ فروردین ۱۳۹۲

1,565

خوشفکری » همه مطالب


چگونه مدیریت توزیع یافته می تواند به یافتن تصمیم درست در کسب و کار کمک کند؟


چگونه مدیریت توزیع یافته می تواند به یافتن تصمیم درست  در کسب و کار کمک کند؟

مدیریت توزیع یافته یکی از روش های مدیریتی است که در آن افراد برای رسیدن به اهداف مشترک، به صورت اشتراکی و شبکه ای کار می کنند و فعالیت و وظایف مدیریتی در میان کنندگان کار، توزیع می شود. امروزه با وجود اینترنت و ابزارهای مجازی اجتماعی، شبکه سازی جهت انجام کارها، آسانتر و سریعتر شده است. افراد و یا سازمان های کارآفرین برتر، برای افزودن ارزش به ایده های تجاری و کسب و کار خود، از این روش استفاده می کنند تا بتواننددر زمان کمتر، کار بیشتر را انجام دهند.
این روش مدیریتی بر پایه وجود کانال های ارتباطی سالم و شفاف میان افراد بنا نهاده می شود و بر اساس تئوری شبکه ها، از قدرت و هم افزایی ایجاد شده ار طریق این ارتباطات، در دنبال کردن اهدافش بهره می برد. در حالیکه در روش های معمول مدیریتی که مدیر محور هستند، امکان بکارگیری درست این چنین ارتباطی وجود ندارد. در ادامه، مقاله ای مفید که جوانب این روش مدیریتی را بخوبی پوشش داده است، از همکارمان، آقای چیا چاره خواه می خوانید. این نوشته حاصل تحلیل تجربیات و مشاهدات نگارنده در پروژه ها و فرایندهای سازمان های بومی بوده و مطالعه آن برای مدیران و كارآفرینان مفید خواهد بود. لازم به ذکر است که خلاصه اين مقاله در روزنامه دنیای اقتصاد مورخ 91/12/22 منتشر شده است. – سهیل عباسی، سردبیر خوشفکری

 

مقدمه

به صورت كلی دو نوع ساختار سازمانی را می توان در نظر گرفت: ساختار سلسله مراتبی و ساختار شبكه ای. آنچه كه در سازمان ها عموما رایج است ساختار سلسله مراتبی است. این ساختار كارایی خود را برای حفظ وضعیت موجود نشان داده است. گرایش بسیاری نسبت به آن وجود دارد چراكه دارای نظم بوده و روال ها و مسئولیت ها كاملا مشخص شده است. در مقابل مدیریت شبكه ای قرار دارد كه یك ساختار مسطح و ابهام پذیر دارد. ساختار شبكه ای ویژگی های خاص خود را دارد و از آنجاییكه ماهیت و عملكرد این ساختار به درستی جا نیافتاده است و تصور صحیحی در مورد آن وجود ندارد لذا پیاده سازی آن عموما با مشكلاتی مواجه است. از طرفی نگرش سلسله مراتبی آنچنان جا افتاده است كه ساختار دیگری به سختی قابل تصور است. لذا برای پیاده سازی سیستم شبكه ای نیاز به تحول در برخی عقاید اساسی مدیران و پرسنل دارد. در این نوشته قصد بر این است که مدیریت شبکه ای بیشتر و دقیقتر تبیین شود. مشخصات و ویژگی های آن روشن تر شود و همچنین عملكرد آن نیز توضیح داده شود.

توضیح : در خلال متن منظور از كلمه “نود” (node) هر کدام از عناصر یا گره های تشکیل دهنده شبکه است.

جایی نزدیك به تصمیم صحیح

یافتن تصمیم درست نیازی است که همیشه وجود داشته است. این خصوصا در سازمان ها و شرکت ها و استارتاپ ها اهمیت دارد. اصولا دلیل تشکیل بسیاری از شرکت ها این است که بنیانگذار آن معتقد به تصمیم درستی بوده است که برای اجرای آن نیاز به ساختار سازمانی داشته است.

ممکن است بخش مهمی از افکارمان را به این اختصاص داده باشیم که تصمیم درست کدام است و چگونه می توان به آن رسید. ممکن است زمان زیادی را برای یافتن درست ترین تصمیم صرف کرده باشیم و حتی در پایان به علت عدم اعتماد به آن تصمیم اجرا ننموده باشیم. آیا تصمیم درست وجود دارد؟ آیا اصولا می توان گفت که این تصمیم درست ترین است؟ برخی افراد در جستجوی تصمیماتی که درست تر از بقیه هستند سازمان هایی را تشکیل می دهند. این سازمان ها ساختاری سلسله مراتبی داشته و سعی بر این است که مکانیزمی اجرایی برای تصمیمات درست خود بیابند. برخی هم تصمیمات خود را درست تر از بقیه می دانند و تا جایی پیش می روند که تبدیل به تعصب و اصرار بر تصمیم خود می شود.

باید اذعان داشت که درست ترین تصمیم وجود ندارد. این آب پاکی است که میتوان بر دست معتقدان به درست ترین تصمیم ریخت. آنچه مهم است انتخاب تصمیماتی است كه بیشترین تناسب را با شرایط داشته باشد. هدف از این نوشته این است كه مشخص شود ساختار سازمانی مناسب برای اخذ تصمیم مناسب (تصمیم بهینه) كدام است : سلسه مراتبی یا شبكه ای؟

قبل از اینكه ادامه دهیم چند مثال از رویكرد شبكه ای ارائه می شود.

ساختار شبکه ای توزیع یافته

تبلیغات توسط خوشفکری

چگونه توجه مشتریان احتمالی را در کوتاه‌ترین زمان به خود جلب کنید و به آن‌ها محصولاتتان را بفروشید؟

به سرعت به یک بازاریابی تلفنی حرفه ای تبدیل شوید!

همین حالا شروع کنید

نمونه هایی از ساختار شبكه ای:

با نگاهی به اطراف خود اعم از ابزارها و تكنولوژی ها گرفته تا اكو سیستم های طبیعت می توان نمونه های مختلفی از ساختار شبكه ای را مشاهده كرد. تكامل تدریجی این ساختارهای طبیعی در طول زمان نشان از قابلیت آنها دارد. یک شبکه فیزیکی را در نظر بگیرید مانند تور ماهیگیری. هر گره آن به 4 گره دیگر در ارتباط است. ارتباط بین آنها ساختاری را ایجاد نموده که می تواند فضای وسیعی را در برگیرد. توان یک تور ماهیگیری در پوشش فضای گسترده ناشی از نیرویی است که بین گره های آن توزیع شده است.

حال شبکه اینترنت را در نظر بگیرید. آنچه که باعث رشد جهانی این شبکه شد همانا ساختار قابل ترمیم آن بوده است. یعنی هر نود در عین حال که استقلال دارد به نود های دیگری در ارتباط است. در صورت از کار افتادن یک نود سایر نود ها می توانند به ارتباط خود ادامه دهند. یک نود برای ارتباط با یک نود در آن سوی شبکه می تواند از مسیرهای مختلفی استفاده کند. این پایداری اینترنت را افزایش می دهد. قدرت آن از ساختار تور مانند و شبکه ای اینترنت آمده است.

این سیستم تصمیم گیری مبتنی بر شبکه بسیار متفاوت با ساختاری است که در بسیاری از سازمان ها وشرکت های اطراف ما وجود دارند. الگوهای موجود در طبیعت و ذهن انسان نشان می دهد ساختار تکامل یافته آنها به شکل شبکه ای می باشد.

چرا ساختار شبكه ای؟

1. توانایی ذهنی مدیر ضعیف است:

ساختار سلسله مراتبی، ارتباطات شبکه ای بین افراد را از هم میگسلد و تنها یک ارتباط از پایین به بالا را باقی می گذارد. آنگاه راه های توزیع نیرو، بسته می شود. تصمیمات و تحلیل ها تنها یک مسیر برای انتخاب دارند. در حالیکه در سیستم نامنظم شبکه ای امکان بهره گیری ازپتانسیل سایر نودهای اطراف وجود دارد. در سیستم منظم سلسله مراتبی نیروها فقط به سمت هرم هدایت می شود. بزرگترین ایراد آن این است که مدیر سازمان فشار انبوهی از نیروها را به سمت خود هدایت می کند و از آجاییکه توان تصمیم گیری اش محدود است و همچنین توان ذهنی اش هم محدود است آنگاه ممکن است با یک تصمیم اشتباه کل سازمان را دچار مشکل سازد. این ساختار خصوصا در سیستم های دولتی به وفور مشاهده می شود. در حالیکه امکان و اختیار تصمیم از کارمندان اخذ شده است تمامی انتخاب ها به سمت مدیر هدایت می شود و از طرفی به علت توانایی جسمی و ذهنی محدود مدیریتی پردازش های ذهنی گاهی ضعیف شده و امکان اتخاذ تصمیمات درست کمتر خواهد شد.
در یک ساختار سلسله مراتبی بسیاری از پتانسیل ها از بین خواهد رفت. در واقع ساختار سلسله مراتبی تلاش ذهن محدود انسان برای مدیریت منابع نامحدود است. بر عکس در ساختار شبکه ای با کاهش مدیریت متمرکز امکان بهره برداری از تمام پتانسیل ها وجود خواهد داشت.

در ساختار شبكه ای توانایی های ناشناخته افراد که نمی توان از آن مطلع بود امکان رشد می یابد. شبکه گسترده می شود.

2. چند تصمیم كوچك بهتر از یك تصمیم بزرگ است:

در ساختار شبکه ای نهاد های کوچک تصمیم گیری در تعامل باهم رفتار آینده سیستم را رقم می زنند. در این میان شرایط محیطی و حتی شانس های محیطی هم تاثیر خواهند داشت. این را می شود از نحوه تکامل جامعه ها (اعم از شهر ها و روستا) هم متوجه شد. می توان گفت که دلیل تکامل یک شهر یا اجتماع بزرگ در مقایسه با یک روستا حاصل چند انتخاب نیمه درست تاریخی و همچنین فراهم شدن شرایط جغرافیایی اطراف بوده است (مفهوم شانس!). این الگو را می شود در زندگی شخصی افراد هم دید. اگر ارزش پشتکار انسان را مقداری کمرنگ نماییم آنگاه می توان گفت که موفقیت انسان در زندگی حاصل چند انتخاب نیمه درست است! و فراهم شدن چند شانس محیطی است! انتخاب لغت “نیمه درست” عمدا صورت گرفته است چراکه متغیر ها در تصمیم بسیار بیشتر از آن است که تحت کنترل انسان باشد. همچنین عواقب یک تصمیم ممکن است در آینده ای غیر قابل پیش بینی مشخص شود. درنتیجه برای اخذ نتیجه بهتر کافیست که در فکر تصمیم های نیمه درست باشیم و نه در خیال بهترین تصمیم ها! نقش پشتکار این است که امکان بهره برداری مناسب از شرایط محیطی برای تصمیم هایمان را فراهم آورد.

در ساختار شبكه ای مجموعه ای از تصمیمات كوچك یك تصمیم بزرگ را می سازند و حركت بر اساس چندین تصمیم كوچك و همراستا انجام می شود اما در ساختار سلسله مراتبی حركت بر اساس یك تصمیم بزرگ انجام می شود.

عملكرد ساختار شبكه ای به گونه ای است كه هر نود برای تصمیم با نودهای اطراف خود مشورت می كند اگر به نتیجه نرسید با نود های بالایی مشورت می كند ونهایتا با اطلاعات كسب شده اش تصمیم را اتخاذ خواهد كرد. ممكن است تصمیمش اشتباه باشد اما عملكرد نود های اطراف می تواند به بهبود تصمیم اش كمك كند. اما در ساختار سلسله مراتبی نود توان تصمیم ندارد. تمام نیروها به سمت مدیر جاری می شود. مدیر مانند سدی عمل می كند كه به علت توان پردازشی ضعیف قادر به پاسخگویی به تمام نیاز ها نیست. این ممكن است ریسك اشتباهات پرسنل را كاهش دهد اما به قیمت محروم شدن از توان پردازشی پرسنل (نود) تمام خواهد شد. در ساختار سلسله مراتبی اختیارات از پرسنل گرفته می شود برای همین میزان ارجاعات بین واحدی بسیار زیاد است. پرسنل به زودی فراخواهند گرفت كه چگونه كاری را انجام ندهد و به سرعت و با مهارت خاصی آن را به دیگری ارجاع دهد!

3. چند اشتباه كوچك بهتر از یك اشتباه بزرگ است:

ساختار شبکه ای اصولا ساختار نظم پذیری نمی باشد. این امکان هم وجود دارد که تصمیمات اشتباهی هم اتخاذ شود اما آنچه ساختار شبکه ای را حائز اهمیت می سازد پایداری آن و قابلیت انطباق با محیط اطراف است. در ساختار شبکه ای هر نود با چند نود دیگر در ارتباط است. تصمیم درست حاصل تعاملی است که این نود با سایر نودهای اطراف خود انجام می دهد. بی نظمی و اشتباه در ژن شبکه ها وجود دارد و این گریز ناپذیر است.

آنچه در بسیاری از سازمان ها اتفاق می افتد این است که به سرعت و به صورت ناخوآگاه وارد ساختار سلسله مراتبی می شوند. این باعث می شود که بسیاری از پتانسیل ها خودبخود و بدون اینکه متوجه بشویم از بین برود. ساختار سلسله مراتبی بهترین ساختار برای شرایط بسیار بحرانی است و آنهم به صورت موقت! در ساختار سلسله مراتبی مدیری وجود دارد که مرکز تمام تصمیمات است و لذا خلاقیت سازمان را به چالش می کشد. اما در ساختار شبکه ای مدیران مختلف وجود دارند كه هر یك از آنها بخشی از سازمان را رهبری می كنند. ساختار مسطح است و مدیران هم جزوی از شبکه هستند. وظیفه اساسی مدیران رهبری سازمان است. رهبران در ساختار شبکه مانند روح به شبکه معنا می دهند. در ساختار سلسله مراتبی امکان اشتباهات کوچک کمتر است اما امکان ارتکاب اشتباهات بزرگ و جبران نشدنی بیشتر است. این در ساختار شبکه ای بر عکس است.

در ساختار شبکه ای هر نود نقشی دارد. نقش هایی مانند تکنسین، محقق، مدیر، تحلیلگر، رهبر، کارشناس و… هیچ نودی بر دیگری ارجحیت ندارد منتها نود های قویتر می توانند موج های قویتری ایجاد کنند. یک نفر تمام تصمیمات را نمی گیرد بلکه هر فرد (نود) از آزادی عمل نسبی برخوردار است. هر نود در بخشی از تصمیم گیری شرکت می کند و مسئولیت آن را هم به عهده می گیرد.

4. فعالیت های موازی یا تفكیك یافته؟

در ساختار شبکه ای مرزهای داخل شرکت با خارج شرکت زیاد روشن نیست. شبکه یعنی مشتری هم ممکن است هم سطح با ما در شبکه ما قرار گیرد. یعنی مشتری روبروی ما نیست. یعنی تحول در مرزهای کسب و کار با مجموعه اطراف خود. یعنی مرزها باهم همپوشانی داشته و از انزوا و تک روی جلوگیری می شود. در ساختار شبکه ای به نظرات پیشنهادات تک تک نود ها گوش فرا داده میشود چراکه آنها هم مانند یک نود نقشی در پیشرفت دارند.

در ساختار شبکه مرز بین وظایف کاملا مشخص نیست. ممکن است وظایف همپوشانی داشته باشند و حتی کار های موازی انجام شود و حتی پروژه ها هم پوشانی داشته باشند. این از طرفی باعث می شود یک کار ثابت به چندین شکل ممکن به وجود آید و لذا باعث رقابت و تنوع خواهد شد.

ساختار سلسله مراتبی

5. سلسله مراتب مانند سد

ساختار سلسله مراتبی بر اساس تفكر سد سازی عمل می كند. سد ها نیروی عظیم آب را پشت سر خود جمع می كنند تا به صورت كنترل شده و متمركز آن را در راستای مصارف هدف دار استفاده كنند. همینطور در سیستم سلسله مراتبی نیروی روان به صورت ایستا در می آید و مدیر نیروی پرسنل را پشت سر خود جمع می كند. اختیار عمل آنها گرفته شده و بر اساس تصمیمات مدیر عمل میكنند. این ضرر دیگری دارد و آن نیاز به توانایی بالای مدیر در هدایت نیروهای متمركز شده است. در عین حال در سال های اخیر مشخص شده است كه سد سازی در كنار مزایایی كه دارد اكو سیستم طبیعت یك منطقه را بر هم زده و باعث خساراتی بیشتر از منافع آن می شود!

6. گلوگاه های تنگ تصمیم گیری در ساختار سلسله مراتبی

در ساختار شبكه ای تقسیم نیروها بین نود ها توزیع یافته و لذا تصمیمات جریان روانتری خواهندداشت اما در ساختار سلسله مراتبی تقسیم نیروها به صورت متمركز انجام شده و جریان های تصمیم باید از گلوگاه های تصمیم گیری گذر كنند. این حالت برای تصمیمات مهم ممكن است مناسب باشند اما عارضه اصلی اینجاست كه در ساختار سلسله مراتبی به مرور و به صورت نامحسوس تمام تصمیمات كوچك و بزرگ و مهم و غیر مهم به سمت گلوگاه های تنگ تصمیم گیری جاری خواهند داشت. در این حالت در تقسیم نیروها عدم توازنی پیش خواهد آمد كه منجر به انفعال سیستم خواهد شد.

سازمان ها پتانسیل بالایی برای تبدیل به ساختار سلسله مراتبی از خود نشان می دهند. مشخص نیست كه این پتانسیل در اكتسابی است یا ژنتیكی؟! حتی می بینیم كه در مسئولیت های كوچك و جمع های چند نفره هم افراد به سرعت به سمت ساختار سلسله مراتبی جذب می شوند! در سازمان ها و شركت های كوچك هم از همان ابتدا این مساله پیش می آید و حتی خیلی قبل از آنكه محصولی تولید شود موسسان درگیر ساختار سلسله مراتبی شركت می شوند. این به كار تیمی ضربه خواهد زد.

در ساختار شبكه ای توان پردازشی نود ها هم در نظر گرفته می شود. ممكن است همراستا با اهداف سازمان نباشد اما منبع خوبی برای خلاقیت سازمانی خواهد بود. این نیاز به قابلیت پذیرش ابهام در سیستم دارد كه خود از پیش نیاز های ساختار شبكه ای است.

مدیریت توزیع یافته : جایی در حوالی واقعیت

مدیریت توزیع یافته و ساختار شبکه ای هر دو جنبه هایی متفاوت از یک مبنای مشترک می باشند. در مدیریت توزیع یافته هر راهکاری که امیدی برای حل مساله داشته باشد مورد توجه است. از هر مسیر بخشی از آن پیموده خواهد شد. از هر فعالیتی، بخشی از آن انجام خواهد شد. کارهای موازی بیشتر از کارهای صفی (سری) می باشد. هر اقدام منتظر اقدام قبلی نیست بلکه سعی بر این است که وابستگی فرایندها به حداقل برسد. برعکس در ساختار مدیریت متمرکز اعتقاد بر این است که بهترین راه وجود دارد و برای رسیدن به آن تمام فعالیت ها را متوقف نگاه داشته تا بهترین وضعیت حاصل شود.

در مدیریت متمرکز انتظار بر این است که تمامی پیشنیازها به خوبی برآورد شده سپس اقدام آغاز شود. این یک برداشت خام از دنیای واقعیت است!

مدیریت توزیع یافته در فضای عدم قطعیت

در نقد مدیریت متمرکز و در دفاع از مدیریت توزیع یافته باید گفت که در هر تصمیم، ما بخش کوچکی از آن می باشیم. متغیر های بسیاری در یک تصمیم یا اقدام موثر خواهند بود. همیشه احتمال های عدم قطعیت وجود دارد. بسیاری از این متغیر ها خارج از کنترل ما می باشند و لذا انتظار برای محقق شدن آنها گاه به قیمت از دست دادن زمان های بسیار ارزشمند خواهد بود. به عنوان مثال در یک پروژه در طول زمان هزینه ها و شرایط و قوانین ممکن است تغییر کند. اصرار بیش از حد بر یک روش مشخص ممکن است باعث هزینه های هنگفت شود.

اشتباه مدیرِمتمرکز این است که متغیر های ثابت را بیش از حد خوشبینانه فرض می کند. این باعث می شود به «بهترین راه» اعتقاد داشته و برای آن انتظار بکشد. در این میان زمان و نیرو صرف خواهد شد و چه بسا فرصت های نهفته در مسیر از بین برود.

از آنجاییکه متغیر های غیر قابل پیش بینی و خارج از کنترل زیادی در مسیر فرایندها و پروژه های سازمان وجود خواهد داشت لذا بهترین روش برای رشد پایدار سازمان این است که مدام در جستجوی نتایج موفق کوچک بوده و در تلاش برای تثبیت نتایج موفقیت آمیز آنها باشیم. تا اینکه در اندیشه تغییری بزرگ در ساختار بر آمده و برای آن هزینه های غیر قابل جبران بپردازیم. تنها نتیجه آن هدر رفتن زمان مفید برای توسعه و خلاقیت خواهد بود. البته در این میان نقش mentor یا مربیان محلی مهم در موفقیت گام های کوچک مهم خواهد بود.

بهتر است به جای نتایج بزرگ در فکر تثبیت نتایج کوچک باشیم. این اولین اصل در دموکراسی می باشد. برخی ساختارها نظم پذیر نمی باشند لذا هر تلاشی برای نظم دهی به آنها به شکست برخواهد خورد. برای شروع هر کاری کافیست 70 درصد از پیش نیازهای آن محقق شود. این برای ادامه کافی است.

بیشتر بخوانید: بهترین زمان برای معرفی یک محصول جدید به بازار چه زمانی است؟ + اجرای صوتی

بزرگترین آفت در سیستم بوروکراسی اداری

ناكامی اصلی سیستم بوروكراسی اداری که باعث بسیاری از تاخیرها و کارشکنی ها و ناکامی ها در پروژه های محلی خواهد شد همانا فرایندهای سری (صفی) است. به این معنا که در نظام اداری کشور بیشتر فرایندها به گونه ای در طول زمان شکل گرفته اند که جز با مکانیزم سری به انجام نخواهند رسید. استعداد فرایندها به گونه ای است که فقط در صورت انجام موفقیت آمیز مرحله قبل می توان به مرحله بعدی وارد شد. گاه نقص های کوچک باعث بن بست های بزرگ خواهد شد. چه بسیاری از بزرگترین پروژه ها به علت مسائل پیش پا افتاده به توقف کشیده شده اند. توقفی که حاصل نظام اداری صفی و غیر موازی می باشد. این مانند نظام آموزشی قدیمی می باشد که مفهومی به نام مردودی وجود داشت و گاه تا چندین سال یک دانش آموز ابتدایی را در مقطع اول و دوم دبستان نگه می داشت.

فرایندها در سیستم اداری برای نجات از بن بست بوروکراسی نیاز به یک بازبینی بر اساس اصول مدیریت توزیع یافته خواهند داشت. به این معنی که موازی کاری ها افزایش یافته و وابستگی فرایندها به هم کمتر شود. این نیاز به تغییر دیدگاه از سری به موازی دارد که خود، کار آسانی نخواهد بود. نیاز به تمرین و ممارست خواهد داشت و همچنین پذیرش بی نظمی و ابهام در سیستم.

نکات و روشها در شبکه سازی: چگونه شبکه سازی كنیم؟

در ادامه برای اینکه ابعاد مختلف شبکه و نظام توزیع یافته بیشتر روشن شود مثال ها و نکته هایی در این باره ارائه می شود. برخی از این نکات به روش شبکه سازی اشاره داشته و برخی ها به ویژگی های شبکه و برخی دیگر به مثال هایی از شبکه های مختلف پیرامون ما را نشان می دهد:

  • در شبکه مجموع چند نود می شود نود جدید. مانند الگوی شبکه های مجازی(virtual private network). تفکیک چند زیر شبکه می شود شبکه جدید. در شبکه به سرعت می توان تیم های بین گروهی به وجود آورد و مجموع آنها بشود یک node جدید در شبکه.
  • پیشنیاز شبکه سازی مدیریت کمتر، الگوی طوفان فکری و امکان مطرح شدن هر اندیشه ای بدون قضاوت قبلی در مورد آن، است.
  • در شبکه اشتراک دانش و هکاری، بیشتر از سلسله مراتب است.
  • مدیر شبکه ساز کلیات را می بیند و آنها را به هم متصل می کند و شبکه را می سازد.
  • برای شبکه سازی در محیط وب باید الگوی شل کردن سطوح دسترسی و آزادی بیان رعایت شود تا شبکه ای از وب سایت های متنوع و غنی مانند پورتال های سازمانی درست شود.
  • برای شبکه سازی باید بستر مناسب فراهم شود سپس بقیه نیروهای شبکه ساز خود می آید.
  • شبکه سلسله مراتب هرمی ندارد. سازمان را مسطح می کند.
  • شبکه مانند سبد سهام عمل می کند. مانند اینترنت عمل می کند. اگر یک قسمت آن از کار بیافتد قسمت دیگران عمل می کند و شبکه از کار نخواهد افتاد.
  • نمونه یک شبکه مالی: سرمایه گذاری در چندین سهم و بازار مختلف.
  • پیشنیاز دیگر شبکه سازی افزایش بازه های زمانی یا time frame است. یعنی زمان هایی که لازم است در مورد فعالیتی قضاوت کنیم یا منتظر نتیجه باشیم را طولانی تر نماییم. یک اصل کارآمد این است که افراد برای اینکه بتوانند به ایده هایشان سر و سامان بدهند، زمانی را برای استراحت فکری در نظر بگیرند. شرکت‌های گوگل و 3M، برای دانشمندان و مهندسان خود زمانی را برای «توقف نوآوری» اختصاص داده‌اند. اما خیلی از شرکت‌ها نمی‌توانند بپذیرند که این وقفه زمانی می‌تواند خیلی از اوقات کارآیی داشته باشد. بنابراین، یک رویکرد متمرکزتر ارزش بیشتری دارد. به عنوان مثال، شرکت نرم‌افزار بریتانیایی «رد گیت» را در نظر بگیرید. یکی از تجربه‌های اولیه این شرکت، «برنامه نویسی در کنار دریا» بود، به طوری که افرادی که داوطلب بودند را به مدت چند روز به ویلایی ساحلی می‌بردند تا محصولی نرم افزاری را تولید کنند.
  • در سیستم شبکه ای از آنجاییکه ارتباطات و سرمایه گذاری ها زیاد است آنگاه از جایی که اصلا انتظار نمی رود ناگهان سیگنال مثبت و کمکی می آید.
  • شبکه باید به صورتی بی نظم ساخته شود. چون توانایی ذهنی انسان برای کنترل تمام جوانب شرکت کم است. پس بهتر است شبکه ای تشکیل شود که به نظر نامنظم می آید اما توانایی انعطاف و بقا خواهد داشت.
  • شبکه باید استقلال مالی داشته باشد. node ها بتوانند برای خود کسب درآمد کنند.
  • اتحاد استراتژیک یا joint venture هم نمونه ای از شبکه سازی می باشد.
  • خوبی شبکه این است که خود بخود و اتوماتیک گسترش می یابد. چون افراد ذینفع هستند و کنترل ها کمتر هستند.
  • شبکه مانند تبدیل شرکت ها به سهامی عام یا ورود آنها به بورس می باشد. سهامداران زیادی پیدا می کند. تامین مالی می شود. در شبکه از سینرژی افراد استفاده می شود.
  • در شبکه هر نود به جای ارتباط با مدیرش با چندین نفر دیگر هم سرو کار دارد و اطلاعات و تجربیات رد و بدل می کند.
  • مانند شبکه LAN می توان از اشتراک منابع استفاده کرد. مثال همکاری بین واحدی که در شرکت های بزرگ رخ می دهد. نمونه ای از آن همکاری تیم گوگل ریدر و جیمیل در توسعه بخشی از جیمیل می باشد.
  • در شبکه ممکن است کاری نصف نیمه رها شود و به سراغ کار دیگری رویم و آنرا هم کمی تکمیل کنیم و سپس به کار قبلی برگردیم. یعنی Multi processing
  • در شبکه تفکیک واحد ها وجود ندارد چونکه ممکن است هروقت لازم باشد باهم ادغام یا تفکیک شوند.
  • در شبکه کارها تفکیک می شوند به قسمت های قابل انجام کوچکتر و سپس بر روی هر کدام مستقل از دیگری زمان خاصی اختصاص یافته و جلو می رود. در پایان خواهیم دید که مجموعه زیادی از کارها انجام شده است.
  • یک اصطلاح شبکه ای رایج :  Divide and Conquer «بشکن و پیروز شو»
  • شبکه مانند الگوی شبکه های اجتماعی ناگهان رشد می کند. کافیست که موازین آن رعایت شود. کافیست ایده و تکنیک در شبکه دمیده شود. تنوع به وجود می آورد. سازمان ریشه دار می شود. امکان خلاقیت به وجود می آورد. افراد مختلف می توانند کارهای مختلف شروع کنند و ادامه دهند. نیازی به مدیریت ندارد. شبکه اتصال های خود را به مرور با بقیه کسب و کار پیدا می کند.
  • شبکه مانند الگوی سازمان های غیر انتفاعی متنوعی هستند که در بطن جامعه فعالیت نموده و مانند پلی ارتباطی بین جامعه و حکومت ها عمل می نمایند. سازمان های غیر انتفاعی مانند منافذ تنفسی در جامعه ای دموکراتیک عمل می کنند.

من را به یک فنجان قهوه مهمان کنید

فکر کردن و نوشتن، مقدار زیادی کافئین مصرف می کند. اگر شما هم دوست دارید حمایتتان را از خوشفکری نشان دهید همین حالا می توانید برای ما یک فنجان قهوه بخرید😀

خریدن قهوه

1,565

5 پاسخ به “چگونه مدیریت توزیع یافته می تواند به یافتن تصمیم درست در کسب و کار کمک کند؟”

  1. فیروز گفت:

    سلام
    با تشکر آقا چیا
    مقاله روان، شیرین و مفید بود.

  2. چيا چاره خواه گفت:

    خواهش مي كنم آقا فيروز عزيز. خوشحالم مفيد واقع شده

  3. علی قاسمی گفت:

    اینکه هر نود برای خودش درآمدزایی کنه چه بهره ای برای صاحب شرکت داره ؟

  4. چیا چاره خواه گفت:

    مساله این است که قرار نیست نفع همه چیز صرفا به صاحب شرکت برگردد بلکه قرار است هم افزایی و توسعه ایجاد شود. نود هایی که نفع کار به خودشان هم برگردد با توان بسیار بیشتری کار می کنند. در این زمینه مطالعه مطلب زیر اکیدا توصیه می شود :
    http://www.khoshfekri.com/?p=2771
    در مطلب فوق در مورد اهمیت درآمدزایی نودها صحبت شده است

  5. بهروز گفت:

    با سلام
    خیلی خیلی خوشم اومد هر چند پیاده سازیش مشکله
    موفق باشید.من همین طرح رو میخوام تو شرکت تازه تاسیسم پیاده کنم

شما هم نظرتان را بیان کنید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی با * نشانگذاری شده اند.

*

*