۱۰ دروغ رایجی که مشتریان به شما می‌گویند + بهترین واکنشی که شما می‌توانید نشان دهید. (بخش دوم)

۲۷ آذر ۱۳۹۲  ·   زمان مطالعه 4 دقیقه


در بخش اول از این مطلب ۵ دروغ رایج که معمولا مشتریان احتمالی محصولات یا خدمات شما در پاسخ تبلیغات و بازاریابی شما، به شما می گویند آورده شد. همچنین تلاش کردم تا بهترین عکس العمل و پاسخ هایی که می توانید در قبال این دروغ ها بگویید را ارائه نمایم.

حالا در اینجا، بخش دوم و پایانی این مطلب شامل ۵ دروغ دیگر را می خوانید:

 

۶. ببخشید کار مهمی برایم پیش آمد نتوانستم خودم را به جلسه برسانم.

اگر با مشتری احتمالی قرار ملاقات یا جلسه گذاشته اید و مشتری در سر وقت حاضر نشد، شاید برای بار اول، بتوان که حق را به او داد که ممکن است غیر عمد و ناخواسته بوده است. اما اگر این بدقولی‌ها، بازهم تکرار شدند چه؟

این در حقیقت یعنی: بهانه ایی برای لاپوشانی بدقولی هایش. یا شاید هم نمی خواهند با شما روبرو شوند چرا که می دانند قدرت تصمیم گیری با پول لازم را ندارد اما نمی خواهند ظاهرشان پیش شما بد شود پس به شما قول برگزاری جلسه و بررسی های بیشتر می دهند.

بهترین کاری که شما می توانید بکنید این است که: تصمیم بگیرید آیا این فرد واقعا می تواند مشتری شما شود یا فقط وقتتان را تلف می کند؟

به مناسبت شب یلدا از ۲۷ آذر تا ۱ دی ماه بسته آموزشی تبدیل ایده به کسب و کار موفق شامل ۲۰% تخفیف ویژه یلدا است. اگر به دنبال یافتن راه های علمی و درست برای ایجاد مزیت رقابتی و رونق کسب وکارتان هستید، مواظب باشید این فرصت را از دست ندهید.

 

۷. من یک پروژه بهتر براتون دارم.

محصول شما چیز خیلی خوبیه. معلومه که زحمت زیادی براش کشیدین. فعلا این رو ول کنید، من یک پروژه بهتر براتون دارم. اگر این را انجام بدید، هم برای شما بهتر است و هم من بعدا محصول / خدماتتان را خواهم خرید.

این در حقیقت یعنی: نه! محصول شما به درد من نمی خورد و اعتقادی به آن ندارم. و فکر می کنم کار شما وقت تلف کردن است. اما در شما توانایی هایی هم دیده ام. بنابراین شما باید ایده های من را اجرایی کنید و برای من کار کنید.

خوب اگر قرار بود برای کس دیگری کار کنید و در خدمت ایده های دیگران باشید، اصلا چرا از اول وقت و انرژی تان را بروی راه اندازی کسب و کار خودتان گذاشتید!

بهترین کاری که شما می توانید بکنید این است که: قاطعانه به آن مشتری بگویید که نه! شما در کارتان جدی هستید، به آینده محصول / خدمات خود بسیار امیدوارید و مطمئن هستید که برگ برنده شما خواهد بود. و شما هم تمام تلاشتان را برای به موفقیت رساندن آن خواهید کرد. البته اگر او بخواهد شاید بتوانید «لطف کنید!» شماره تماس افراد دیگری را که مهارت‌های لازم و وقت آزاد دارند را در اختیارش قرار دهید تا کارش راه بیافتد!

 

۸. من خیلی از محصولتون خوشم اومد اما شریکم خوشش نیامد.

این در حقیقت یعنی: نه! ما به محصول شما و کارایی و مفید بودنش، اعتقادی نداریم.

اما کسی که این را می گوید می خواهد نقش آدم خوبه را بازی کند، حفظ ظاهر کند و تقصیر را برگردن دیگری بیاندازد.

بهترین کاری که شما می توانید بکنید این است که: از این مشتری بگذرید. او مشتری شما نیست چرا که باوری به شما و محصولتان ندارد.

 

۹. اگر توانستید فلانی و فلانی را قانع کنید از شما بخرند ما هم می خریم.

این در حقیقت یعنی: نه! و شما و محصولتان اهمیتی ندارید.این مشتری احتمالی به محصول یا خدمات شما باور ندارد اما اگر ببیند همکاران یا رقیبانش آن را می خرند ممکن است نظرش عوض شود. اما کسی که به محصول شما باور داشته باشد پیش از اینکه رقبایش خبردار شوند آن را حریصانه می خرد.

بهترین کاری که شما می توانید بکنید این است که: تلاش کنید او را متوجه کنید که داشتن محصول شما، به نسبت رقبایش که ندارند برتری و مزیت ایجاد می کند.

 

۱۰. به من نشان دهید که چند تا فروخته اید، من هم شاید بخرم.

این در حقیقت یعنی: نه! اگرچه ممکن است محصول شما به دردم بخورد اما من به محصول یا خدمات شما باور ندارم. اما اگر آمار فروش بالای شما خلاف این را ثابت کند، من هم شاید بخرم.

او در واقع به محصول شما باور ندارد اما می ترسد اگر فروش شما بالا بود او شرم زده نشود.

بهترین کاری که شما می توانید بکنید این است که: اگر فروشتان بالاست آماری ارائه کنید اما اگر نیست، از او بگذرید.

 

۱۰+۱. من ارتباطات زیادی دارم و می توانم یک عالمه برای شما مشتر جدید بیاورم.

البته این ممکن است این همیشه دروغ نباشد اما کسی که چنین وعده ایی را می دهد انتظار دارد از شما تخفیف بالایی بگیرد یا حتی به صورت رایگان محصولتان را بخرد. او در واقع ممکن است وقت چندانی برای معرفی کردن محصول شما به دیگران نداشته باشد. و از آن بدتر، کسانی که شما را به آن ها معرفی می کند ممکن است از او خیلی خوششان نیاید و صرفا به خاطر رودربایستی با شما ملاقات کنند. یا حتی ممکن است خیلی از افرادی که شما را به آن ها معرفی می کنند، اصلا جزو مشتریان احتمالی شما قرار نگریند.

بهترین کاری که شما می توانید بکنید این است که: از او بابت چنین پیشنهادی سپاسگزاری کنید و بر روی این فروش تمرکز کنید و نقد امروز را فدای نسیه ی آینده ی نامعلوم نکنید.

 

امیدوارم این مطلب بتواند به شما در شناخت بهتر مشتریانتان یاری رساند. حالا، نظر شما چیست؟

آیا شما هم در ارتباط با مشتریان احتمالی تان، با چنین حرف هایی برخورد کرده اید؟ چه واکنشی نشان داده اید؟

لطفا نظرتان را با من و دیگر خوانندگان خوشفکری به اشتراک بگذارید.

12 پاسخ به “۱۰ دروغ رایجی که مشتریان به شما می‌گویند + بهترین واکنشی که شما می‌توانید نشان دهید. (بخش دوم)”

  1. عرفان گفت:

    سلام…
    ممنون جالب بود
    ولی این که پنج تا دروغ بود نه ده تا…..!!!!!

    • سهیل عباسی گفت:

      سلام دوست عزیز
      اتفاقا این 5 تا نیست، بلکه 6 تاست. ضمنا در عنوان هم نوشته شده بخش دوم. 5 تای دیگر در بخش اول منتشر شده است در اینجا می توانید آن ها را بخوانید:
      http://www.khoshfekri.com/?p=4143

  2. جاستین گفت:

    ممنون از مطلب فوقالعادتون
    مورد 10+1 برا من خیلی پیش میاد.
    طرف می خواد یه محصولی رو بخره ولی برای اینکه اگه مشکلی تو راه اندازیش داشت بتونه مفت و مسلم ازم راهنمایی بگیره تظاهر میکنه که کلی دوست دیگه هم داره که می تونن مشتری من باشن اگه موقع راه اندازی کمکش کنم.
    وقتی کمک می کنم میره و دیگه پیداش نمیشه.
    موردای دیگه ای که من بهش برخوردم:
    1:یه پیش فاکتور برامون بفرست.
    2:کاتالوگ جامع ندارین؟
    3:یه شماره حساب بدین تا واریز کنم
    موفق باشید (:

  3. Dariush Abbasi گفت:

    ۱۰ + ۱
    خودم بعدا باهاتون تماس میگیرم :دی

  4. مریم گفت:

    بسیار عالی
    این روش ها دقیقا روشهایی است که در ایران به کار می رود :(

  5. امین گفت:

    ممنون ، خیلی عالی بودن ، به خصوص بخش اول و 10+1 که من خیلی باهاش برخورد دارم. از امروز این روش ها رو اجرایی میکنم و نتیجه اش رو حتما در اختیار شما و بقیه دوستان قرار میدم.

  6. فواد گفت:

    مورد آخر برای من خیلی پیش اومده … بهترین کار هم همینه که روی فروش تمرکز کنید و بگید خوب این قضایا مربوط به آینده ست و اگر شما چنین لطفی کردید من درصدی از فروش را به شما میدم…

  7. محمد رضا شلیله گفت:

    بهتر است اسم این عکس العمل مشتریان را دروغ نگذاریم چون ازدروغ معمولا برای کسب منفعت نا مشروع استفاده میشود .این رفتار در واقع نوعی مقاومت وچانه زدن است .من با این نوع از مقاومت مشتریان با همین شیوه دراقلا 10 کشور اروپائی و آمریکائی مواجه شده ام .در واقعاین شکل از مقاومت مشتریان یک مدل تاریخی است که همچنان به کارگرفته میشود.

  8. بنیامین رحیمی گفت:

    مرسی واقعا … ایکاش این مطلب شما رو زودتر دیده بودم

  9. فائزه عیسی پور کلخوران گفت:

    سلام مطالبتون خیلی خوب بود.
    بنده دانشجوی ترم آخر مدیریت تبلیغات هستم .اگر بتونم در مورد اصول مذاکره با مشتری و مدیریت تبلیغات و راضی واقناع کردن مشتری ها به شما کمکی کنم خوشحال میشم .

  10. مرادی گفت:

    باتشکر فراوان

  11. www.Msimit.com گفت:

    سلام مجدد بازم ممنون این دوقسمت جالب بود.

شما هم نظرتان را بیان کنید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی با * نشانگذاری شده اند.

*

*