سهیل عباسی

۱۰ بهمن ۱۳۹۲

5,484

خوشفکری » استارت آپ های ایران


مصاحبه ویدیویی با مدیر پروژه کلاس‌یاب، ارزش آفرینی با ظرفیت‌های استفاده نشده‌ی دیگر پروژه‌ها


 

یک ترجمه درست برای کلمه Entrepreneur نه کارآفرینی، که «ارزش آفرینی» است. با این ترجمه، می توان معنای بهتری و ملموس تری از این مفهوم به دست آورد و فهمید که ایجاد کار (کارآفرینی) یکی از اثرات جانبی ارزش آفرینی است.

ارزش اصلی یک کسب و کار، را می توان «آنچه مشتری در ازای پرداخت پول دریافت می کند» تعریف کرد. واضح است که کلمه «ارزش» می تواند معانی مختلف به خود بگیرد و صرفا منظور از آن، یک محصول یا خدمت نیست. همچنین متقاضیان و گیرندگان ِارزش هم، تنها مشتریان نیستند. بنابراین همیشه ارزش اصلی یک کسب و کار منبع اصلی و مستقیم درآمدزایی آن نیست.

نمونه های موفق بسیاری وجود دارند که صاحبان و مدیران تیزبین کسب و کارها توانسته اند روش ها و منابع جدیدی برای آفریدن یک ارزش جدید از دل اجزای آن کسب و کار خود بیرون بکشند و آن را تبدیل به برگ های برنده ایی در کار خود کنند. یکی از مشهورترین مثال های آن، شرکت آمازون و رییس آن جف بزوز است. این شرکت که به عنوان یک فروشگاه اینترنتی کتاب و محصولات فرهنگی بنیانگذاری شده حالا یکی از راه های دیگری که برای کسب درآمد سرشار بکار می برد ایجاد ارزش جدید با تفکیک ارزش های موجود فعلی است. آنان ابزارها، زیرساخت های نرم افزاری و سخت افزاری موجودشان را در اختیار دیگر شرکت ها و کسب و کارها قرار دهند و به ازای آن پول می گیرند.

بیشتر بخوانید: معرفی یک روش نوین و نظام‌مند برای خلق ارزش‌های جدید در کسب و کار

به همین ترتیب، در مقیاسی کوچکتر، در ایران، می توان به پروژه کلاسیاب اشاره کرد. این پروژه که از پروژه های جنبی یک استارتاپ دانش بنیان به نام دانش آرتان سهند است اخیرا به صورت کامل به بهره برداری رسیده است. درحالیکه پروژه های دیگر، آرام مسیر خود را طی می کنند، این پروژه توانسته است ظرفیت ها و منابع باقیمانده و یا استفاده نشده ی پروژه های دیگر را فعال نماید و و ارزش های نهان را در آن ها کشف کند. در ادامه توجه شما را به مصاحبه  با یکی از مدیران این پروژه، خانم معصومه آتش پز جلب می نمایم. نکات جالب وآموزنده ای در این گفتگو وجود دارد که می تواند برای هر ارزش آفرینی، بسیار مفید باشد.

 

معرفی بنیانگذاران و اعضای تیم کلاس‌یاب

معصومه آتش پز - پروژه کلاس یاب
 
سلام، با تشکر از شرکت شما در این مصاحبه، لطفا خودتان را معرفی کنید. از تجربیاتتان بگویید. از تحصیلاتتان. آیا قبلا هم شرکت یا استارتاپی راه اندازی کرده اید؟

–  معصومه آتش پز گرگری، کارشناس ارشد آی تی، از دانشگاه تربیت مدرس هستم.  بله. پروژه کلاسیاب، که امروز در مورد آن صحبت خواهیم کرد، بخشی از زنجیره استارت آپ های مجموعه ما (دانش آرتان سهند – سهندار) می باشد. قبلاً 4 سال پیش، پروژه آموزشی فرادرس را در ایران به عنوان اولین سرویس آموزش انبوه (MOC – Massive Online Course)، در ایران ایجاد کرده بودیم. از این جهت، پروژه کلاسیاب نیز، بخشی از اکوسیستم پروژه های آموزشی ما می باشد.

چه شد که به فکر کارآفرینی و به راه انداختن چنین کسب و کاری افتادید؟

– ایده این کار در مدیریت مجموعه سهندار توسعه پیدا کرد. در حقیقت، یک توسعه بر محور نیاز و به قول خودمانی، “نداشتن” بود. ما نیاز به یک محل برای پروژه های خاص و نوین آموزشی مجموعه داشتیم. اما توان تامین هزینه اش را نداشتیم. برای همین، کلاسیاب را افتتاح کردیم تا بخشی از هزینه را تامین کنیم. اما بعد دیدیم، این پروژه به تنهایی نیز، توان عرض اندام به عنوان یک هویت مستقل را دارد و برای همین بر روی آن تمرکز کردیم و توسعه اش دادیم. این پروژه تاکیدی بود، بر همان جمله معروف، “نیاز، مادر همه اختراعات است.”

آیا این کار را به صورت پاره وقت انجام می دهید یا تمام وقت؟

– تمام وقت.

تبلیغات توسط خوشفکری

ایده جدیدی در سر دارید اما نمی دانید باید از کجا شروع کنید؟

بیش از 120 دقیقه مطلب ویدیویی و شنیداری شامل 4 بخش و 10 درس مهم و حیاتی برای موفقیت شما

همین حالا شروع کنید
یکی از نیازمندی های موفقیت به عنوان کسی که یک کسب و کار نوپا را راه اندازی می کند، کار کردن تا دیر وقت و صرف ساعات طولانی و قربانی کردن خیلی از تفریحات و … است. آیا شما اینطور هستید؟

–  موفقیت در یک کار نیازمند سرمایه گذاری زمانی زیاد می باشد. یکی از تعاریف ارائه شده برای حماقت این است که، راه مشابه و تعریف شده قبلی را طی نماییم و انتظار نتیجه متفاوت داشته باشیم. همان تلاش عادی را داشته باشیم، اما انتظار بی جهت داشته باشیم که ما از دیگران متفاوتیم و باید به ازای تلاش مساوی، ما نتیجه بیشتر بگیریم. در حقیقت، اگر با آفرینش یک کار یا محصول جدید، فردی دنبال راحتی و آسایش باشد؛ به نظر من و مجموعه و گروه ما، مسیر را اشتباه آمده است. ایجاد کسب و کار نوپا یعنی اینکه؛ توانایی هایی در یک فرد یا گروه وجود دارد که به صورت کامل در فضاهای موجود دیگر، مورد استفاده نمی باشند و تلف می شوند. نه اینکه، بر عکس، برای فرار از مسئولیت تعریف شده بیرونی باشد. این کار را ما همانند کارهای دیگر، با چنگ و دندان حفظ می کنیم و بر رویش انرژی می گذاریم.

کار بر روی یک ایده و تلاش برای ساختن یک کسب و کار موفق از آن، پر است از سختی و دشواری. در این حالت، امیدواری و خوشبینی است که کارآفرین را سرپا نگه می دارد. چه اندازه به آینده خوشبین هستید؟

– ویژگی مهم در کارآفرینی، داشتن روحیه Realistic Optimism  می باشد. یعنی کارآفرین باید “امیدوارِ واقعبین” باشد. ما نیز به این کار اینگونه نگاه می کنیم. البته این امیدواری ریشه در واقعیت دارد. باید اضافه کنم که با توجه به نیاز بالقوه و بالفعل موجود و با در نظر گرفتن زیرساختی که ما برای این کار ایجاد کرده ایم؛ این کسب و کار توانایی گسترش قابل توجه و قابل قبولی را دارد و این منبع تزریق امید به این پروژه است.

آیا استارتاپ شما یک نفره است یا تیم دارید؟ اعضای تیمتان را معرفی کنید و تخصص هایشان را بیان کنید. اعضای تیم تا چه اندازه با هم هماهنگ و یکدل هستند؟

– این استارت آپ، بخشی از زنجیره مجموعه استارت آپی ما را در مجموعه سهندار (دانش آرتان سهند)، تشکیل می دهد. برای همین اعضا؛ دقیقاً و به صورت مجزا، مشخص نمی باشند. اما هم اکنون دو همکار به صورت تمام وقت، برای برنامه ریزی بر روی این کار هستند. سه همکار دیگر نیز در امور فنی، امور بازاریابی و توسعه مشغول هستند. پیشنهاد می کنم برای آشنایی بیشتر با اعضای تیم، خوانندگان به وبسایت سهندار مراجعه نمایند تا احیاناً با بیان من، نام یک همکار از قلم نیفتاده باشد.

اعضای تیم کلاس یاب

بررسی ایده کلاس‌یاب

ایده شما به حل چه مشکلی کمک می کند؟

– این خدمت، نیاز مخاطبین و افراد مشغول در حوزه تدریس و علم آموزی را در جهت دستیابی به محل مناسب برای تدریس را برطرف می کند. وقتی از محل مناسب صحبت می شود؛ یعنی محلی با بهترین امکانات و کمترین هزینه. اینکه یک محل تدریس را شما در تهران به همراه کلاس، پروژکتور و کامپیوتر و اینترنت و قلم دیجیتال و امکانات ضبط آموزشی، با هزینه پایین تر از هزینه یک ساندویچ و یا یک ذرت مکزیکی، تهیه کنید. یعنی بدون اینکه دغدغه محل کلاس داشته باشید، صاحب کلاس شوید. آنلاین رزرو کنید و روز کلاس، دانشجویان را از درس بهره مند کنید. این چیزی هست که ما ارائه می کنیم.

چگونه به این ایده رسیدید؟ خلاقیت و نوآوری در ایده شما چیست؟ آیا نوآوری در یک فناوری است یا نوآوری در بازار؟

– این یک ایده اکتسابی و ارائه درمان برای درد دیگران نبوده است. ما در حقیقت چاره سالها، مشکل و درد خودمان را ارائه کرده ایم. مجموعه سهندار، بر پایه آموزش بنا شده است. در واقع ایده، با توجه به تجربه قبلی بنیانگذاران مجموعه سهندار که خود در زمان تدریس از لحاظ فراهم کردن مکان مناسب برای تدریس دچار مشکل بودند؛ شکل گرفته و توسعه پیدا کرده است. حال این مشکل و نیاز را می شد به بخش زیادی از افراد که به امر تحصیل مشغول هستند تعمیم داد. این کسب و کار به این قشر از مدرسین جامعه سرویس محل کلاس را ارائه می کند. می توان این ایده را نوعی نوآوری در بازار دانست. زیرا به جای به خدمت گرفتن مدرسین و برداشت درصد بالایی از حق تدریس آن ها (کاری که آموزشگاهها می کنند)؛ در پروژه کلاسیاب، مکان مناسب ارائه شده و در مقابل، هزینه ی بسیار کمتری برای محل کلاس دریافت می شود و تمام دریافتی کلاس به مدرس می رسد. به زبان دیگر، با پروژه کلاسیاب، شیوه ی عرضه ی نوینی در بازار آموزش، پدید آمده است و این اجازه را به فضای آموزشی ایران می دهد که به جای ارائه برند آموزشگاهی، در محور برند شخصی (personal branding) مدرسین، توسعه پیدا کند. کلاسیاب، مدرسین بدون محل تدریس را در مقابل آموزشگاهها بزرگ دارای امکانات صرفاً مالی، توانمند می کند و آنها را از تدریس واسطه ای در آموزشگاه ها، رها کرده و شرایطی را فراهم می سازد که دانشِ مدرس، بدون واسطه آموزشگاهی، به دانش آموزان ارائه شود. کلاسیاب، از این جهت، گامی در جهت حذف واسطه عرضه و تقاضای آموزشی نیز بوده است.

مهمترین مشکلات و موانع سر راه ایده شما برای رسیدن به موفقیت کدامها هستند؟

– معرفی این سرویس. مشکل ما در حقیقت در این مرحله این است که بسیاری از افرادی که این مشکل محل تدریس را دارند؛ در واقع نمی دانند که این مشکل راه حل دارد. بسیاری از افراد بعد از آشنایی با این سرویس، از ما تشکر می کنند برای ایجادش. اما در مقابل، خیلی ها نمی دانند که با کمترین هزینه می توانند، یک کلاس با پروژکتور و پیشرفته ترین امکانات را داشته باشند. برای همین دنبالش هم نیستند. همانند یک دارو برای یک بیماری، که سالها است ارائه شده است؛ اما نیازمندان، از آن بی اطلاعند. امیدواریم، خوشفکری بتواند به ما در معرفی سرویس نیز کمک کند.

یک کلاس در کلاس یاب

مدل کسب و کار کلاس‌یاب در چند جمله

راه ها و کانال های دسترسی شما به مشتریان کدام اند؟

– افراد، به وبسایت ما مراجعه می کنند و زمان مطلوب خود را به صورت تلفنی و یا آنلاین رزرو می کنند. مهم ترین کانال آشنا شدن افراد با ما نیز، استفاده کنندگان از سرویس هستند. یعنی آنقدر این سرویس کم هزینه و جذاب است که اشخاصی که نسبت به خدمت ارائه شده از ما رضایت مطلوبی دارند؛ این خدمت را به سایر آشنایان خود نیز معرفی می کنند.

آیا بازار شما یک بازار محدود و اختصاصی (niche) است؟ یا یک بازار وسیع تر؟

– این بازار، برای ما یک بازار اختصاصی می باشد.

چگونه می خواهید از ایده تان پول در بیاورید؟

– این ایده در حال حاضر در حال اجرا و تامین مالی مجموعه است. یعنی آن میزان مورد نیاز تامین مالی را انجام می دهد و با همین سرعت اگر رشد کند، آینده مناسبی خواهد داشت.

در یک جمله بگویید، محصول ناشی از ایده شما چه کاری انجام می دهد و چه کسانی برای داشتن یا استفاده از آن پول خرج می کنند؟

– به جای محصول، ما واژه خدمت و یا سرویس را ترجیح می دهیم. این سرویس بیشتر در خدمت بخش آموزشی جامعه ماست. بطور ساده، مثلاً شما دارای یک تخصص هستید. چند نفر هم هستند که تخصص شما را دوست دارند و می خواهند شما به آنها، دانش خود را آموزش دهید. مشکل چیست؟ یک محل مناسب برای تدریس. اما دیگر همان یک مشکل را هم ندارید. چون کلاسیاب، این تنها مشکل موجود را برطرف کرده است. شما می توانید، کلاس خود را به راحتی، با بیشترین امکانات و با کمترین هزینه تشکیل دهید؛ بدون اینکه در آموزشگاه ها و مدارس، در به در به دنبال یک کلاس خالی بدون اولیه ترین امکانات آموزشی باشید.

 در یک جمله دلیل اینکه مردم از سرویس شما استفاده می‏‌کنند چیست؟

–  نیاز به محل مناسب با امکانات آموزشی لازم و در عین حال هزینه پایین.

مدل کسب درآمد شما چگونه است؟ آیا مقیاس پذیر و قابل رشد است؟

– بله، همیشه افرادی هستند که نیاز به چنین سرویسی دارند. در ضمن می توان در آینده شعبه های دیگری نیز در بخش های مختلف شهر یا استان و یا حتی کشور دایر نمود. یک توسعه دیگر که ما در این کار در نظر گرفته ایم، ارائه کلاس درسهای آنلاین است. سرویس “وب دیدار”، توسعه کلاسیاب به فضای آنلاین می باشد. یعنی به جای کلاس واقعی، نشست های آنلاین با هزینه کم برگزار شود.

 

ارزش اصلی کلاس‌یاب

آیا روش شما به نسبت رقبایتان راه حل بهتری است؟ و فکر می کند آنقدر خوب است که بتواند مردم را وادار به چرخش به سمت استفاده از محصول یا سرویس شما بکند؟

– بله. هم اکنون نیز افراد بسیاری از کلاسیاب، استفاده می کنند. با توجه به ویژه بودن سرویس (با در نظر گرفتن تمام ابعاد آن)، عملاً رقیبی در این کار موجود نمی باشد و اکثر مخاطبین تمایل به استفاده از آن را دارند. به عبارت دیگر، اصلی ترین رقیب ما، نا آشنایی افراد نیازمند این سرویس، با آن است. نه رقیب خارجی.

کدام ویژگی کسب و کارتان را می توان به عنوان مزیت و برتری شما به نسبت رقبایتان نام برد؟ چه چیزی شما و ایده تان را از دیگران متمایز می کند؟

– اگر، جاهایی که به صورت موردی کلاس خالی با تخته سیاه را با هزینه های گزاف، اجاره می دهند؛ در مقابل سرویس کلاسیاب که بهترین امکانات نوین آموزشی را با هزینه بسیار پایین ارائه می دهد؛ “رقیب” فرض کنیم؛ ما مزایای زیر را داریم.  ویژه بودن سرویس، توجه به مشتری در عین خاص بودن سرویس، بازه زمانی ارائه سرویس ( ارائه سرویس از ساعات اولیه صبح تا اواخر شب، روزهای تعطیل)، ارائه امکانات مدرن آموزشی که فعلاً آموزشگاههای ایران با آنها بیگانه اند. شما در کمتر جایی همه امکاناتی نظیر، کامیپوتر، اینترنت، قلم دیجیتال و امکانات ضبط آموزشی را را می توانید به صورت یکجا داشته باشید.

چه پارامترهایی برای سنجش موفقیت در نظر گرفته اید؟ موفقیت در کسب وکار شما چه شکلی است؟

–  میزان رضایت مشتریان و مراجعه مجدد آن ها به ما، بیشتر شدن افراد مراجعه کننده، افزایش درآمد و سودآوری مجموعه

اندازه بازار هدفتان چه قدر است؟

– بازار هدف پروژه کلاسیاب، در حال حاضر مدرسین در سطح شهر تهران است. ولی همانگونه که ذکر شد این بازار قابل تعمیم به کل کشور است. کم کم در حال افزودن آموزشگاههای شهر های دیگر به سیستم نیز هستیم.

پذیرندگان اولیه Early Adopters شما چه کسانی هستند؟

– مدرسین نیازمند مکان مناسب برای تدریس، که نقشی اساسی در توسعه پروژه کلاسیاب، بازی کردند و هم به مرحله یادگیری نسخه MVP کمک کردند و هم آن را به دیگران نیز شناساندند.

 

هزینه های کسب و کار شما

فکر می کنید چه قدر طول می کشد تا به سود دهی برسید؟

– چون ما از محل کنونی، برای اهداف درونی، مجموعه سهندار نیز استفاده می کنیم و به نوعی برای این کار هزینه نکرده ایم؛ همان کلاس اول نیز برای این کار سود دهی بوده است. اما اگر منظور از سود دهی این باشد که شعبه های مستقل دیگر این کار افتتاح شوند، این شاید به 6 ماه زمان نیاز داشته باشد.

بیشترین هزینه های شما در حال حاضر چه هستند؟

– هزینه مکان (در اشتراک با پروژه های دیگر زنجیره استارت آپ های مجموعه سهندار) و هزینه نیروی انسانی حاضر برای مدیریت حضوری کلاسها.

 

جذب سرمایه برای کلاس‌یاب

می دانیم که هیچ کاری بدون جذب سرمایه لازم به نتیجه نخواهد رسید. پس، آیا خودتان سرمایه به کسب و کارتان تزریق کرده اید؟ در صورت تمایل بفرمایید چه میزان؟

– سرمایه اصلی سرویس کلاسیاب، مکانی است که از آن استفاده می کند. به موازات استفاده مجموعه سهندار از این مکان، برای اهداف و پروژه های دیگر، با پویا نمودن زمان های بلا استفاده از طریق کلاسیاب؛ این مکان جهت ارائه سرویس بیان شده، مورد استفاده قرار می گیرد. به عبارت دیگر، همان گونه که بیان شد، اگر این پروژه از صفر شروع می شد؛ به نزدیک به یکصد میلیون تومان سرمایه نیاز داشت و عملاً نمی شد شروعش کرد. این پروژه مکان را از مجموعه سهندار داشت (نه اینکه تهیه کرده باشد) و از این جهت، سرمایه هزینه شده را به مجموعه برمی گرداند و به ذات خود، نیاز به سرمایه ای نداشت. کمی موضوع شاید به این صورت جا بیفتد که، ما چه کلاسیاب را افتتاح می کردیم و چه نمی کردیم، مجموعه سهندار، محلی کنونی را نیاز داشت و باید در اختیار می گرفت. ولی استفاده 10% ی از آن داشت. 90% دیگر را ما در کلاسیاب به صورت مالی کانالیزه کردیم. اما ما برای ایجاد شعبه های دیگر کلاسیاب، مشغول صحبت با سرمایه گذاران در این کار هستیم.

تا کنون آیا توانسته اید سرمایه ای از دیگران جذب کنید؟ دوستان؟ آشنایان؟ پدرو مادر؟ اقوام؟ یا انجل ها؟ شرکت های سرمایه گذاری VC چطور؟ چه زمانی؟ چند بار؟

– از اقوام. نه برای این کار که برای کلیت مجموعه سهندار، سرمایه جذب کردیم و در عرض 6 ماه، اصل سرمایه را به آنها برگرداندیم. اما برای این پروژه خاص، سرمایه ای جذب نکرده ایم. کلاً هم به سراغ VCها نرفته ایم. چندان با شرایط ایران به این موضوع علاقه نداریم.

در این صورت، آیا راضی کردن آنان به سرمایه گذاری آسان بود یا دشوار؟

اگر به یکباره شما از اقوامتان تقاضای مبلغ کنید، آنها نمی پذیرند و اصولاً هم نباید بپذیرند. اما مجموعه ما، 4 سال در این کار (در زنجیره آموزش، نه دقیقاً خود این پروژه) بوده است. اعتماد به اعضا و کارایی شان بالا بوده است. اگر چنین اعتمادی باشد، شما نه تنها از اقوام که از پدر دوستتان هم کمک دریافت می کنید (حتی اگر پدر خودتان میزان مورد نیاز از اعتماد و یا توانایی کمک به شما را نداشته باشد). پیشنهاد من به افرادی به دنبال جذب سرمایه آشنایان هستند، این است که به یک باره در خانه کسی را نزنند و بگویند، نیاز به سرمایه دارند. ماهها او را به صورت غیر مستقیم در جریان امور قرار دهند و اعتماد سازی واقعی انجام دهند.

آیا از بانک وام گرفته اید؟

خیر.

اگر کسی پیدا شود که پس از خواندن این مصاحبه حاضر شود 50 میلیون تومان در کسب و کارتان سرمایه گذاری کند، با آن پول چه کارهایی می کنید؟ چگونه آن را خرج می کنید تا به بیشترین سود برسید؟

در خصوص این پروژه، ما به سرعت، شعبه جدیدی از کلاسیاب را در نقطه دیگری از تهران، علاوه بر شعبه کنونی در میدان هفت تیر، ایجاد می کنیم.

یک کلاس در کلاس یاب

از MVP تا محصول نهایی

آیا نسخه محصول فعلی شما نسخه کامل و اصلی است؟ چه قدر طول کشید تا محصول نهایی تولید شد؟

–  محصول ارائه شده بصورت سرویس خدماتی می باشد. بالا بردن نسخه در سرویس با افزایش کیفیت در ارائه آن صورت می گیرد. در طول یک سال ارائه سرویس کلاسیاب، سعی شده تا با تمهیداتی که شده است، کیفیت این سرویس بهبود یابد. البته از بعد فنی، جای توسعه بسیار زیاد است. اما ما در نسخه MVP (از جهت فنی، نه خود سرویس)، فعلاً در حال یادگیری نیازها هستیم.

فکر می کنید چقدر طول خواهید کشید تا محصول نهایی ارائه شود؟

– همانگونه که بیان شد، خود سرویس کلاسیاب، در نقطه تحویل به مشتری، نهایی شده است. اما پروسه ارائه آن (وبسایت و امور فنی)، شاید جای کار داشته باشد. احتمالاً با جمع آوری تمام داده ها، در یک سال آینده، سیستم را از لحاظ فنی، به صورت کامل توسعه و تعویض نماییم.

جایگاه کلاس‌یاب در بازار

چگونه در مردم، برای محصولتان تقاضا ایجاد می کنید؟

– مجموعه ما، کلاً یک مجموعه آموزش محور است و ما دسترسی منحصر به فردی به شبکه آموزشی و تدریسی ایران داریم. مجموعه وبسایت های ما میزبان حوداً 10 هزار نمایش صفحه روزانه هستند و ما از آنها در این مسیر استفاده می کنیم. ما از مخاطبین کنونی نیز می خواهیم که کلاسیاب را به همکاران خود معرفی کنند. هم چنین سرویس کلاسیاب، آنقدر برای عده ای جالب بوده است که ما را در شبکه های اجتماعی به دوستان خود معرفی کرده اند. همان داستان “هر آنچه از دل برآید، بر دل نشیند” است.

چگونه مردم را از وجود محصولتان با خبر می کنید؟ چه برنامه ای برای آن در نظر دارید؟

– درج آگهی در اینترنت و اطلاع رسانی در شبکه آموزشی مجموعه سهندار

جایگاه محصول یا سرویس شما در بازار کجاست؟ آیا یک محصول با ارزش و گرانقیمت است  یا یک محصول ارزان با ویژگی های محدود که از دیگران بهتر است؟

از چهار گوشه مربع، شما دو گوشه اش را بیان کردید. اما کلاسیاب، در هیچ یک از دو گوشه بیان شده در این سوال نیست. کلاسیاب، یک سرویس ویژه با امکانات ویژه و مدرن را با هزینه پایین ارائه می کند. یعنی در مربع، در گوشه ی سرویس بهتر و ارزان تر قرار دارد.

نکته آخر

مهم ترین درس یا تجربه ای که تا کنون یاد گرفته اید، چیست؟ توصیه مهم شما برای کسانی که می خواهند در راه شما قدم بگذارند و کسب و کار خودشان را راه اندازی کنند چیست؟

–  ما به مشتریان احترام می گذاریم. این احترام، اما، یک احترام به معنای واقعی است. کلاسیاب بهترین سرویس را به آنها ارائه می کند. این تعریف ما از احترام است.  پروژه کلاسیاب رشدی آرام داشت و اوایل ما حتی سعی در توقف آن داشتیم. اما صبر و تلاش بیشتر و امید، مشکل را حل کرد. صبر و خوش بینی مبتنی بر واقعیت، درس دیگر ما از این کار است.

با تشکر مجدد از حضور شما در این گفتگو و آرزوی موفقیت روز افزون شما، در پایان هر صحبتی دارید بفرمایید.

– از خوشفکری تشکر می کنیم. این وبسایت، خدمت بزرگی به جامعه کارآفرینی ایران می کند و محتوای نابی را در این زمینه عرضه می کند. یک خدمت مهم این وبسایت نیز، همین مصاحبه ها است که هم به شناساندن بیشتر پروژه ها کمک می کند و هم الگوی مناسب برای سایرین برای شروع کسب و کار ایجاد می نماید. از تلاش همه همکاران خوشفکری تشکر  می کنم.

 

در این بخش جدید در خوشفکری تعدادی از استارتاپ‌های فعال ایرانی را معرفی می‌کنیم. هدف از این کار که به صورت مصاحبه با بنیانگذاران استارتاپ‌ها می‌باشد، به اشتراک گذاری تجارب استارتاپ‌های مختلف با همدیگر و معرفی گسترده آنان به خوانندگان و مخاطبان عزیز خوشفکری است.

شما هم اگر استارتاپی را به راه اندازی کرده اید یا استارتاپی را می‌شناسید که فکر می‌کنید اینجا باید معرفی شود، به ما از طریق با ایمیل info@khoshfekri.com اطلاع دهید.

من را به یک فنجان قهوه مهمان کنید

فکر کردن و نوشتن، مقدار زیادی کافئین مصرف می کند. اگر شما هم دوست دارید حمایتتان را از خوشفکری نشان دهید همین حالا می توانید برای ما یک فنجان قهوه بخرید😀

خریدن قهوه

5,484

14 پاسخ به “مصاحبه ویدیویی با مدیر پروژه کلاس‌یاب، ارزش آفرینی با ظرفیت‌های استفاده نشده‌ی دیگر پروژه‌ها”

  1. احسان توکلی گفت:

    از مصاحبه‌هایی که می‌کنین و وقتی که میزارین ممنون، فقط این حالتی که از روی نوشته می‌خونین و مجبور می‌کنین مصاحبه شونده رو هم که از روی نوشته بخونه خیلی خشک و رسمی هست و جالب نیست ، بهتره بداهه جریان مصاحبه بره جلو، شما از همه استارتاپ‌ها یکجور سوال می‌کنین انگار دارین پرسش نامه پر می‌کنین.

    • سهیل عباسی سهیل عباسی گفت:

      ممنون از پیشنهاد شما، واقعیت امر این است که برخی از سوالات مهم باید پرسیده شوند تا ماهیت و توان یک استارتاپ مشخص شود. امیدواریم در مصاحبه های بعدی نظر شما را بیشتر جلب کنیم.

  2. سمیرا گفت:

    به به
    چه مصاحبه خوبی شده.
    مرسی از زحماتتون

  3. سعید بهزادی گفت:

    درود بر آقای عباسی عزیز.
    فوق العاده بود ممنون از شما که از استارتا های حمایت می کنید!
    خیلی ناراحت شدم وقتی دیدم تا الان حدود 205 بازدید از این مطلب شده بود اما یک نفر هم نظر نداده بود و فقط یه تشکر بکنه!این رسمش نیست
    اگه ما حمایت نکنیم ممکنه فردا پس فردا اینا انگیزشون کم بشه خدای نکرده
    امیدوارم این فرهنگ جا بیفته که اگه یه نفر یه چیزی یادمون داد حتی یه کلمه یه تشکر ساده ازش بکنیم حداقل!

  4. نیم شناس گفت:

    خیلی خوب بود…

    اگر می شه یک مقدار راه حل برای استارت آپ هایی که شروع می شن ولی بازده ندارن هم توضیح بدین…مثلا اینکه چه جوری آدم برای ادامه کار امیدوار بمونه…

    ممنون

    • ali گفت:

      دوست عزیز باید عنوان کرد کسی که صبر و تحمل برای به ثمر نشستن یک کسب و کار نداره نباید به سراغ عملی کردن ایده ها بره. راه حل ها هم زمانی جواب میدن که ابتکاری باشن و به نوعی یک مزیت رقابتی برای کسب و کار ایجاد بکنن.

  5. اسماعیل گفت:

    تشکر می کنم برای این مصاحبه.

    دو اشکال تایپی در متن وجود دارد.

    1) در جایی (در مقدمه)، “آتش پز” به صورت “آتیش پز” نوشته شده است.

    2) همچنین لینک سهندار به یک صفحه خالی در خوشفکری است.

    تشکر.

  6. نغمه گفت:

    سلام اینها که دیگه فعال نیستند
    هر وقت زنگ می زنی کار را ول کردند! چرا باز مطلب را نگه داشتین و لینک دارین ازشون…. وب همینه باید آنلاین بود تا زنده بود

  7. محسن گفت:

    اگر ممکنه ایده های کسب و کار مرتبط با این موضوع و وبسایت های خوب در این زمینه رو معرفی کنید.باتشکر

  8. soheil گفت:

    مصاحبه مفیدی بود. ممنون
    الان وضعیت پروژه کلاسیاب به چه شکل است؟
    ظاهرا فعالیتشون ادامه دار نبوده؟ در این مورد اطلاعی ندارید؟

شما هم نظرتان را بیان کنید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی با * نشانگذاری شده اند.

*

*