لین استارتاپ چیست و چگونه از تویوتا اثر گرفته است؟

۸ آبان ۱۴۰۰  ·   زمان مطالعه 6 دقیقه


جان مایه و خلاصه ی مفهوم لین، از بین بردن هدر رفت و ضایعات از فرآیندهای کسب و کار است. تاریخچه لین به شرکت تویوتا و روشی که آن شرکت در تولید محصولات خود که بر اساس آن توانست بازارهای نه تنها ژاپن بلکه کل جهان را بگیرد بر می گردد.

توجه تعداد بیشتری از شرکت ها و سازمان های جهان به این موفقیت، موجب شد مفهوم تولید لین و مدیریت لین گسترش پیدا کرده و به حوزه های دیگر کسب و کاری وارد شده است. حوزه هایی مانند ساخت‌وساز، خدمات، آموزش، حسابداری و غیره.

داستان از اینجا شروع شد که در سال ۱۹۵۰، تایچی اونو (Taiichi Ohno) مدیر تولید کارخانه خودروسازی تویوتا شد. به او ماموریت داده شد که فرآیند تولید تویوتا را بهبود بخشد تا با شرکت فورد بتواند رقابت کند. آقای اونو قبل از اینکه به عنوان مدیر تولید انتخاب شود، مدیر کارخانه بافندگی تویودا بود. او در کار قبلی خود دیده بود که در نتیجه اتوماسیون هوشمند، یک کارگر می تواند با تعداد زیادی ماشین بافندگی کار کند. او اصول مشابهی را در تولید خودرو اعمال کرد و این اصول و فلسفه زیربنایی تویوتا را در کتاب کوچکی به نام «سیستم تولید تویوتا» مستند کرد.

یکی از حوزه های مهمی که لین به آن وارد شده است و اثرات بسیار مهمی را بر طرز فکر و عملکرد افراد و سازمان ها گذاشته است نوآوری است. مفهوم لین استارتاپ که در سال ۲۰۱۱ با انتشار کتابی با همین نام در دنیای استارتاپ ها و شرکت های نوآور ورودی انفجاری داشت، توسط اریک ریس و منتورش استیو بلنک، تئوریزه شد. این دو، کاربردهای لین در نوآوری را در کتاب های مختلفی مطرح کرده اند. استیو بلنک و اریک دورف کتاب راهنمای مالک استارت‌آپ: راهنمای گام به گام برای ساختن یک شرکت بزرگ را نوشته‌اند که شما را در فرآیند لین استارتاپ راهنمایی می‌کند.

ریس بعدها کتابی به نام راه استارت‌آپ نوشت که به گفته او «عنوان آن را مدیون کتاب بزرگ جفری لیکر به نام «راه تویوتا» است. این نشان می‌دهد که چگونه سیستم استارت‌آپ می‌تواند به یک سیستم مدیریت کارآفرینی تبدیل شود که می‌تواند سازمان‌ها را در هر اندازه‌ای از هر صنعتی به رشد و تاثیر بلندمدت هدایت کند.

ماهیت سیستم تولید تویوتا، که بعدها اصطلاح تولید ناب را به وجود آورد، یک روش سیستماتیک برای حذف هدررفت و اسراف ( 無駄 مودا) در یک فرآیند تولید است.

روش لین همچنین زباله های ایجاد شده ناشی از اضافه بار (無理 موری) و هدررفت ایجاد شده به دلیل عدم تعادل و تناسب در حجم کار (斑 مورا) را در نظر می گیرد.

مودا (اتلاف)

muda مودا

مودا هر چیزی است که منابع شما (پول، زمان، انرژی، عمر، اعتبار) را مصرف می کند اما برای مشتری شما ارزشی ایجاد نمی کند. مثلا اگر از یک کامیون پنج تنی برای حمل ۱۰۰ کیلو بار استفاده کنیم، مودا پیش آمده است.

 

موری (فشار بیش از حد)

موری muri

موری یعنی استفاده بیش از حد مجاز از منابع. یعنی اینکه به منبع فشار اضافه بیاوریم.

مثلا اگر بیش از اندازه به نیروی انسانی فشار بیاوریم با موری روبرو هستیم. یا اگر چند تا کار رو بدیم به بک نفر که توان و زمان انجام آنها را ندارد موری رخ داده است.
فشار بیش از حد به افراد، منجر به مشکلات ایمنی و کیفیت می شود. فشار بیش از حد به تجهیزات، باعث خرابی و نقص می شود.

مورا (عدم تناسب)

مورا mura

مورا یعنی نامتعادل. یعنی استفاده نادرست از منابع.

مثلا اگر از یک نفر متخصص به عنوان آبدارچی استفاده کنیم، با مورا مواجه هستیم. یا اگر از خودروی سواری برای حمل بار استفاده کنیم، کاربری اصلی منبع را زیر سئوال بردیم.

به طور کلی در رابطه با این سه «م» باید اینگونه رفتار نمایید:

  1. کلیه فعالیت‌هایی که هزینه‌زا هستند ولی ارزشی تولید نمی کنند (مودا) باید حذف شوند.
  2. فعالیت‌هایی که به شکلی در جای دیگری به صورت موازی انجام می‌شوند (موری) با یکدیگر ادغام شوند.
  3. آن دسته از فعالیت‌هایی که برای تکمیل و بهبود سطح کیفی خدمات لازمند (مورا) به فعالیت‌های سازمان افزوده‌ شوند.

یک سوال مهم: ارزش چیست؟

از دیدگاه مشتری که یک محصول یا خدمات را استفاده می کند، ارزش، هر عمل یا فرآیندی است که مشتری مایل است برای آن هزینه بپردازد. تمرکز لین این است که هر چیزی که می توانند ارزش ایجاد کنند را شفاف و آشکار کند و چیزهای دیگر را حذف نماید.

آقای اونو در پیش‌گفتار کتابش نوشته است: «تمام کاری که ما انجام می‌دهیم این است که به خط زمانی نگاه کنیم، از لحظه‌ای که مشتری به ما سفارش می‌دهد تا زمانی که سفارشش را تحویل می دهیم و به ما پول می دهد نگاه می کنیم. و مدام تلاش می کنیم با حذف ضایعاتی که ارزشی ایجاد نمی کنند، این خط زمانی را کاهش می دهیم.»

بر اساس لین استارتاپ، موفقیت استارت‌آپ‌ها را می‌توان با پیروی از یک فرآیند درست، مهندسی کرد. این یعنی اینکه کارآفرینی بجای اینکه یک موضوع ذاتی و ٓژنتیکی باشد، نوعی روش مدیریت است. اریک ریس، سرچشمه این روش مدیریتی را در ایده ها و مدل های Lean Manufacturing یافت و از آنها برای ایجاد چارچوبی استفاده کرد که در کتاب لین استارت‌آپ مستند شد.

تعریف استارتاپ از دیدگاه لین:

از نظر لین، به نقل از استیو بلنک، استارتاپ:

  • یک سازمان موقت است
  • که برای جستجوی یک مدل کسب و کار تکرار پذیر و مقیاس پذیر طراحی شده
  • و برای شکست سریع و یادگیری مداوم ایجاد شده است. (با شکست سریع، به سرعت متوجه می شوید که ایده و فرضیات شما درست نیست.)

لازم به ذکر است که استارت آپ ها، نسخه های کوچکتر شرکت های بزرگ نیستند. آنهایی که موفق می شوند از شکستی به شکست دیگر می روند، ایده های اولیه خود را در ارتباط مداوم با مشتریان، بهینه سازی و تطبیق می دهند، تکرار می کنند و بهبود می بخشند. اما شرکت های موجود یک مدل کسب و کاری که جواب داده است را اجرا می کنند. اگرچه می توانید از روش لین استارت‌آپ در شرکت‌های بزرگ هم استفاده کنید.

چهار اصل لین استارتاپ:

چهار رکن اصلی روش لین استارتاپ عبارتند از:

۱. ساختن – اندازه گیری کردن – یادگرفتن

به سرعت چیزی بسازید که بتوانید آن را روی مشتریان بالقوه امتحان کنید. مقبولیت و ارزش آن را برای مخاطبان مورد نظر خود اندازه گیری کنید و از آنچه اندازه گیری کرده اید بیاموزید.

۲. محصول حداقلی ماندنی بسازید

چیزی بسازید که به اندازه کافی خوب باشد تا مشتریان را امتحان کنید. به این چیز MVP یا (Minimum Viable Product) گفته می شود. ساختن چنین چیزی خیلی الزامی است چراکه دست خالی نمی توانید کاری از پیش ببرید. باید تلاش کنید آن چیز را سریع و سریعتر بسازید، و در اختیار پذیرندگان آغازین قرار دهید.

۳. یک آزمایش انجام دهید و سنجه های مربوطه را جمع آوری کنید

ایده شما در اصل، یک فرضیه در مورد محصول یا بازار است. برای سنجش فرضیه خود یک آزمایش طراحی و ایجاد کنید. برای تایید یا رد فرضیه، نتیجه آزمایش و سنجه های مناسب را اندازه گیری کنید.

بخش کلیدی این اندازه‌گیری همان چیزی است که در لین استارتاپ، آن را حسابداری نوآوری می‌نامد، که بر این تمرکز دارد که چگونه کارآفرینان می‌توانند در عین حالی که نسبت به پروژه خود مسئولیت‌پذیری را حفظ می کنند، با اندازه‌گیری میزان پیشرفت، برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی،‌ بازدهی را به حداکثر برسانند. این نوع حسابداری با حسابداری سنتی متفاوت است.

بخش کلیدی دیگر، یادگیری معتبر است.یعنی فرآیندی که در آن، فرد با آزمایش یک ایده اولیه و سپس اندازه‌گیری نتایج آزمایش، برای تأیید یا رد آن، یاد می‌گیرد. هر یک آزمایش ایده، یک فرآیند تکرار در یک مجموعه بزرگتر فرآیندهای شامل چندین تکرار است که به موجب آن چیزی یاد گرفته می شود و سپس در آزمایش های بعدی اعمال می شود.

۴. ادامه راه یا چرخش؟

سنجه های کلیدی که تعیین کرده اید به شما می گویند که آیا باید به کار روی ایده اصلی خود ادامه دهید یا چرخش انجام دهید و در جهت دیگری حرکت کنید.

 

شما هم نظرتان را بیان کنید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی با * نشانگذاری شده اند.

*

*