سهیل عباسی

24 آبان 1398

خواندن در 4 دقیقه

خوشفکری » همه مطالب


من فرصت طلب نیستم: چرا کارآفرینی استارتاپی با صادرات آب نبات تفاوت دارد؟


راه های گوناگونی برای مدیریت یک کسب و کار وجود دارد و بخش مهمی از آن به فردی که کسب و کار را هدایت و راهبری می کند بستگی دارد. اما همیشه سوال این است که کدام راه، راه سریعتر و بهتر برای رسیدن به موفقیت تجاری است.

بدون شک یکی از مهمترین ویژگی های شخصیتی یک کارآفرین یافتن فرصت های گوناگون است اما اینکه چه نوع فرصتی هایی و به چه قیمتی یافته شود و سپس چگونه از آن ها استفاده شود هم اهمیت زیادی دارد.

در صحبت های بنیانگذار یک کسب و کار مشهور که چندی پیش در حضور جمعی از مقامات حکومتی و تماشاگران انجام شده بود و ویدیوی آن وایرال شده بود آن فرد عنوان کرد که: «من یک فرصت طلب هستم» و «وقتی دلار بالا رفت شکر را با قیمت دلار دولتی وارد می کردیم و با آب قاطی می کردیم و آب نبات را با دلار ۱۵ هزار تومانی صادر می کردیم» در نهایت برآیند صحبت هایش این بود که: «فرصت طلبی ویژگی کارآفرینان و کاسبان است و اگر جایی قانون و نظارت نباشد کارآفرین سوء استفاده خواهد کرد». (نقل به مضمون)

جدای از اینکه بهتر بود ایشان که به عنوان صاحب یک برند موفق در فضای کارآفرینی معرفی شده اند این صحبت ها را در یک تریبون عمومی با انتخاب بهتری از کلمات بیان می کردند، اما نکته بسیار مهمی در پس اینگونه صحبت ها وجود دارد که در ادامه به آن خواهم پرداخت.

در فرهنگ لغت معادل فرصت طلب یا به انگلیسی (opportunist) سود جو، بهره گیر و نان به نرخ روزخور آمده است. یک فرد فرصت طلب کسی است که فرصت ها و امکانات و موقعیت های مناسب را برای نفع شخصی خود بدون توجه به درست یا نادرست بودن آن ها استفاده می کند.

ممکن است برخی بگویند که این یک ویژگی مهم کسانی است که موفق شده اند یا می خواهند موفق شوند. برای مثال شنیده ام که «بیزنس ایز بیزنس» و این یعنی اخلاق جایی در کسب و کار ندارد و تنها باتم لاین (سودآوری) است که مهم است و در فرهنگ عامه هم گاهی به نوعی زیرکی تعبیر می شود. مثلا کسی که تا می بیند دلار دارد گران می شود همه دارایی اش را می فروشند و تبدیل به دلار می کند بعد که گرانتر شد می فروشد و سودی بدست می آورد. یا کسی که با گران شدن یک کالا آن را احتکار می کند و گرانتر که شد می فروشد. اما سوال مهم این است که آیا اصولا این یک ویژگی شخصیتی درست و اخلاقی است؟ و تا کجا می تواند پیش برود؟ مثلا زمانیکه یک داروی خاص نایاب می شود اگر کسی آن را داشته باشد ولی به بیمار نفروشد تا گرانتر شود آیا بازهم مورد تایید جامعه است؟ آیا چنین کسی با درآمدی که از آن راه بدست می آورد می تواند احساس موفقیت داشته باشد؟

کارآفرین فرصت طلب

بنابراین یک کارآفرین فرصت طلب به دنبال فرصت هایی است که دیگران چندان به آن توجهی ندارند. آن ها به درستی و راستی کاری که انجام می دهند خیلی توجه نمی کنند چرا که اگر این کار را بکنند دیگر نمی توانند از آن فرصت سود خود را بدست آورند. این افراد فقط زندگی خود را بهتر می کنند و به زندگی دیگران چندان کاری ندارند.

اما در نقطه مقابل این نوع از کارآفرینان نوعی دیگری وجود دارند که اگرچه ممکن است سر و صدایی زیادی نداشته باشند اما این ها آن افرادی هستند که زندگی خود و جامعه را بهتر می کنند. به آن ها می توان عنوان کارآفرینان موقعیت شناس را داد.

تبلیغات توسط خوشفکری

چگونه توجه مشتریان احتمالی را در کوتاه‌ترین زمان به خود جلب کنید و به آن‌ها محصولاتتان را بفروشید؟

به سرعت به یک بازاریابی تلفنی حرفه ای تبدیل شوید!

همین حالا شروع کنید

کارآفرین موقعیت شناس

یک کارآفرین موقعیت شناس فردی است رویاگرا که چشم اندازی بزرگ و بهتر برای خود و جامعه اش را دارد. او توان دیدن آینده و تصور کردن آینده ای بهتر را دارد. این افراد توان دیدن فرصت ها و پتانسیل ها را با نگاه کردن به یک مشکل یا چالش موجود در اطراف خود دارند. آن ها حاضرند که برای رفع نیاز یا حل مساله ایی که با آن مواجه شده اند آستین بالا بزنند. آن ها با دیدن یک فرد یا گروه گرفتار و دردمند، یا یک فضای باز بدون نظارت قانون به فکر سوء استفاده از فرصت نمی افتند بلکه به فکر حل مشکل و کاهش درد مردم می باشند. می توان گفت آن ها برای زندگی خود معنایی بسیار والاتر از کسب درآمد پیدا کرده اند.

درست است که هر سازمانی و در ابعاد بزرگتر یک کشور برای قوت قلب صلاح کار و تضعیف خلاف کار به سیستم نظارتی قوی و دقیق نیاز دارد اما این افراد حتی بدون وجود نهادهای نظارتی هم امکان ندارد سوء استفاده کنند چرا که به چیزی فراتر از قانون یعنی اخلاق، فرهنگ، عشق به همنوع و منافع جامعه شان باور دارند.

آن ها یک کسب و کار را صرفا برای اینکه جیبشان را پر پول کند راه اندازی نمی کنند بلکه به فکر بهتر کردن زندگی مشتریان خود هستند و اگر در این کار موفق شود زندگی خودشان هم بی بهره نخواهد ماند. در فرهنگ تجاری جهانی به این نوع طرز فکر در کسب و کارها Profit for purpose گفته می شود.

فرهنگ کارآفرینی استارتاپی

به نظر من تفاوت میان فرهنگ کارآفرینی استارتاپی ورای تی شرت رنگی پوشیدن و و لم دادن روی مبل های راحتی ریلکسی لیزی بوی در همین است. یک تلاش هدفمند که به کمک نوآوری برای اثرگذاری در جامعه از طریق رفع نیاز مردم، ترویج راستی و درستی، شفافیت، مسئولیت پذیری، مطالبه گری و پاسخ گویی نسبت به مشتریان و جامعه.

البته گاهی این فرهنگ در عمل به فراموشی سپرده می شود بنابراین کارآفرینان استارتاپی باید هر چندوقت یکبار با پرسیدن این سوال ها به چرایی کسب و کارشان رجوع کنند:

– هدف و مقصود من از راه اندازی این استارتاپ چیست؟

– چرا این کسب و کار وجود دارد؟ ممکن است بگویید کسب درآمد اما راه های گوناگون دیگری برای پول درآوردن هست، چرا این یکی را انتخاب کرده اید؟

نوبت شماست:

لطفا دیدگاه خود را درباره کارآفرین فرصت طلب یا موقعیت شناس در بخش نظرات بنویسید.

 

شما هم نظرتان را بیان کنید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی با * نشانگذاری شده اند.

*

*