۵ مرداد ۱۳۹۷

105

خوشفکری » همه مطالب


اسکیل آپ چیست و چه تفاوتی با استارت آپ دارد؟


در این نوشته به مفهوم اسکیل آپ و تفاوت آن با استارت آپ پرداختیم. در ادامه تفاوت های ساختازی آن ها را بیان می نماییم. همانطور که گفته شد اسکیل آپ شرکتی است که توانسته است مدل کسب و کارش را به یک مدل تکرارپذیر تبدیل کند و تطابق محصولش با نیازهای بازار را تایید کرده و به این اطمینان رسیده است که مدل اقتصادی در ابعاد کوچک جواب می دهد و اگر ابعاد را بزرگتر کند باز هم جواب خواهد داد.

اسکیل آپ را می توان از لحاظ ساختاری و ماهیت با استارت آپ مقایسه کرد. مهمترین تفاوت های این دو در ادامه آمده است:

۱. تطابق محصول با نیاز بازار

یک اسکیل آپ توانسته اند تا اندازه ی قابل قبولی محصولی که می سازد را با نیازهای که در بازار واقعی و مشتریان واقعی دارند مطابقت بدهد. در حالیکه یک استارتاپ در تلاش برای درک این تطابق، با مواردی مانند شناخت مشتریان احتمالی، نیازهای آنان، نسبت هزینه هایی که می توانند پردازند با هزینه های تمام شده محصول، و ویژگی هایی که در محصول باید باشد، دست و پنجه نرم می کنند.

در عوض اسکیل آپ ها، توانسته اند کارکردن مدل کسب و کار را از نظر اقتصادی در ابعاد کوچک به شیوه ای پایدار برای خودشان اثبات کنند. این یعنی اینکه یک اسکیل آپ می داند اگر n میلیون تومان سرمایه به کسب و کارش تزریق شود m میلیون تومان بازگشت سرمایه خواهد داشت. بدست آوردن این نسبت مهم ترین کاریست که یک کسب وکار گسترش پذیر باید به آن برسد. چرا که با دانستن آن می توانند طوری برنامه ریزی کنند که سرمایه هایی که دارند یا جذب می کنند را برای توسعه و گسترش کار در ابعاد بزرگتر استفاده کنند.

اما طبیعتا یک استارت آپ هنوز نمی داند که در ازای هزینه ای که می کند چقدر بازگشت مالی خواهد داشت. بنابراین بخش زیادی از سرمایه ای که دارند صرف آزمایش و خطا و کشف کردن اینکه کدام کار جواب می دهد می شود. یافتن آن «کاری که جواب می دهد» ممکن است یک سال مداوم زمان ببرد و طول بکشد.

۲. تیم و مدیریت

این خیلی طبیعی است که در ابتدای راه اندازی یک کسب و کار که تیم کوچکی وجود دارد، همه افراد همه کار را انجام بدهند و به اصطلاح همه فن حریف باشند. حتی خیلی از افرادی که مثلا به عنوان برنامه نویس در یک استارتاپ مشغول به کار می شوند در فعالیت های دیگر درگیر می گردند و از آنان انتظار نمی رود اگر کاری غیر از برنامه نویسی به ایشان محول شد بگویند این کار، در شرح وظایف من نیست!

اما زمانی که یک استارت آپ به اسکیل آپ تبدیل می شود، و پارادایم کسب و کار از نوآوری به اجرای امور روزانه حرکت می کند، تعداد اعضای تیم بیشتر می شود و کارمندان جدیدی استخدام می شوند، انتظار می رود که شرکت تازه تاسیس بخش های تخصصی با کارکنان متخصص داشته باشد تا بتواند کار را توسعه بدهند. بنابراین استخدام ها تخصصی تر می شود و افرادی به تیم اضافه می شود که مسئولیت و نقش مشخص دارند و در دپارتمان های مجزا مشغول به کار می شوند.

اضافه بر این، مدیریت یک تیم استارتاپی ۳ یا ۴ نفره توسط یک نفر انجام می شود ولی وقتی تعداد اعضای تیم به ۳۰ یا ۴۰ نفر رسید این کار عملی نیست. در نتیجه لایه های مختلف مدیریتی در اسکیل آپ ایجاد می شود و هرم سازمانی حکم فرما می گردد. همچنین، از آنجایی که یک کسب و کار یک نهاد انسانی است و مهمترین سرمایه آن نیروی انسانی آن می باشد، و انسان ها سلایق، دیدگاه ها و انتظارات متفاوتی دارند اگر مدیریت درستی در شرکت وجود نداشته باشد موجود می شود که جریان کار از یک دپارتمان به دیگری یا از یک کارمند به کارمند دیگر دچار مشکل شود و میان آن ها درگیری ایجاد شود. که همه این ها موجب ضربه خوردن کسب و کار می شود.

به این علت است که وقتی یک استارت آپ به اسکیل آپ تبدیل می شود معمولا کسی که مدیریت آن را بر عهده داشته – که به احتمال زیاد از بنیانگذاران اصلی نیز هست – از سمت مدیریت کنار می رود تا سکان کسب و کار را به دست فردی با تجربه که تجربه ی مدیریت در کسب و کارهای بزرگتر را داشته سپرده شود. در این حالت، بنیانگذاران می توانند امور اجرایی و نظارتی را به مدیران واگذار کنند و خودشان به توسعه کسب و کار و ارتقای مداوم آن بپردازند. یک نمونه از این، استارتاپ کافه بازار بود که زمانی که به اسکیل آپ تبدیل شد هم بنیانگذار آن یعنی حسام میرآرمندهی که سمت مدیریت هم داشت مدیریت را به فرددیگری یپرد را برعهده بگیرد و او به پروژه ها و کارهای بزرگتر بیاندیشد.

۳. میزان سرمایه گذاری

طبیعتا حجم سرمایه لازم برای موفقیت یک استارت آپ و تبدیل آن به یک اسکیل آپ از سرمایه مورد نیاز برای تبدیل یک اسکیل آپ به یک شرکت بزرگ خیلی کمتر است. در مرحله استارت آپ اعداد میان چند ده میلیون تا چند صد میلیون است و در مرحله اسکیل آپ از چند صدمیلیون تومان تا چند میلیارد.

تبلیغات توسط خوشفکری

ایده جدیدی در سر دارید اما نمی دانید باید از کجا شروع کنید؟

بیش از 120 دقیقه مطلب ویدیویی و شنیداری شامل 4 بخش و 10 درس مهم و حیاتی برای موفقیت شما

همین حالا شروع کنید

استارت آپ ها مراحل سرمایه گذاری با نام ها Pre-Seed و Seed دارند و امید این است که با این سرمایه گداری ها به اسکیل آپ تبدیل شوند. در امتداد مسیر در طی اسکیل آپ شدن سرمایه گذاری های بعدی به نام های Series A و شاید B انجام خواهد شد.

سطخ آمادگی سرمایه پذیری یک استارت آپ و یک اسکیل آپ متفاوت هستند.

در واقع می توان گفت استارتاپی که با جذب اولیه سرمایه گذاری های کوچک (چه شخصی و چه از دیگران) توانسته محصول اولیه ای را بسازد و آن را به بازار عرضه کند و اثبات کرده باشد از نظر اقتصادی مدل کسب و کارش جواب می دهد و در بازار برای آن محصول نیاز هست و یک تیم خوب دارد که توانسته این کارها را انجام دهد می توان گفت که در حال تبدیل شدن از استارتاپ به اسکیل آپ است.

۴. انعطاف پذیری

هرچه یک کسب و کار نوپا تر و کوچکتر باشد با سرعت بیشتری و بدون ترس از دست دادن مشتریان زیاد می تواند تغییرات بزرگی بوجود بیاورد. استارتاپ ها به راحتی می توانند چرخش کنند و مدل کسب و کار، محصول و بازارهای خود را تغییر دهند و آزمایش و خطا کنند تا بلکه به نتیجه برسند اما این کار برای اسکیل آپ ها به این سادگی نیست.

در شرکت های در حال رشد، سرمایه گذاران انتظار دارند که تا جای امکان ریسک های اضافی که ممکن است شرکت را از رشد مورد نظر عقب بیاندازد انجام نشود.

هم سرمایه گذاران، مشتریان و حتی کارکنان انتظار خیلی بیشتری از یک اسکیل آپ به نسبت یک استارت آپ دارند. افزون بر آن وقتی مشتریان یک اسکیل آپ به محصول یا خدمات عادت کنند انتظار تغییرات بزرگ در آن را ندارند. همچنین، یک اسکیل آپ باید بسیار بیشتر از یک استارت آپ حواسش را جمع کند که مشتریان را راضی نگه دارد.

۵. سیستم سازی

همانطور که در موضوع نیروی انسانی بیان شد، با توجه به اینکه در یک استارتاپ معمولا هر فردی چند وظیفه را بر عهده دارد در نتیجه فرآیندهای سفت و سختی وجود ندارد. در واقع برای انجام کارهای مختلف، بر خلاف شرکت ها و سازمان ها، دستورالعمل ها و فرآیندهای مشخص طراحی نشده است و این با توجه به ماهیت استارت آپ یک امر طبیعی است.

اما در زمان گسترش و توسعه یک کسب و کار، باید این فرآیندها مشخص شوند و مدام تحت نظارت و بهبود قرار داشته باشند تا بتوان کارهای روزمره مانند تولید محصول، تعامل با مشتریان و … را به صورت درست و قابل تکرار انجام داد و اگر کارمند مربوطه جایگزین شد خللی در کار پیش نیاید. بنابراین یک کار مهم در زمان تبدیل استارتاپ به اسکیل آپ، مستند سازی کارها و استخراج فرآیندهای استانداردسازی شده از آن ها می باشد. پس از سیستم سازی درست می تواند امیدوار بود که کیفیت محصولات و خدمات با افزایش مشتریان در اندازه های قابل قبول باقی می ماند.

نوبت شماست:

به نظر شما چه تفاوتهای دیگری میان استارتاپ و اسکیل آپ وجود دارد؟

 


105

شما هم نظرتان را بیان کنید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی با * نشانگذاری شده اند.

*

*