تب استارتاپی ایران و خطرات آن برای اکوسیستم کارآفرینی کشور

۲۶ مرداد ۱۳۹۲  ·   زمان مطالعه 4 دقیقه


گذشته از اینکه ما یک ملت همایش زده هستیم، شرکت ها و بخصوص سازمان های دولتی که در هر زمینه ای مسوولیت یا رسالتی دارند، برای اینکه نشان دهند دارند به وظیفه خود عمل می کنند، آسان ترین کار را انتخاب می کنند. بودجه ای در نظر می گیرند، همایشی و کنفرانسی راه می اندازند، برای چند روز، طوفانی می آید و به سرعت می رود و همه چیز را با خود می برد. طوریکه از این طوفان و سر و صدای کر کننده اش، تنها تعدادی عکس و فیلم و گزارش بجا می ماند.
مدتی است در ایران هم مانند سایر کشورهای خاورمیانه البته با کمی تاخیر، رویدادهای مختلفی در ارتباط با کارآفرینی، استارتاپ، سرمایه گذاری و … برگزار می شود.

برگزاری این نوع همایش ها و سمینارها، اشکالی که ندارد هیچ، خیلی هم خوب است. البته به شرط اینکه، طبل توخالی نباشد و همه این ها به موجودیت بزرگتر و مهمتر که به نظر من، اکوسیستم کارآفرینی و نوآوری ایران است، کمک کند. چرا که بر اساس نظریه کارآفرینی شومپیتر، مبنای رشد اقتصادی، اشتغالزایی و توسعه پایدار، نوآوری و کارآفرینی است. به جز انعکاس رسانه ای این رویدادها، متاسفانه روش دیگری برای سنجش میزان اثرگذاری آن ها نیست و باید معیارهای ارزیابی توسط خبرگان این حوزه، تعیین شود.

در گفتگوهایی که با دوستان و همکارانم داشته ایم، ۳ موضوع موجب نگرانی ما از طبعات منفی این تب استارتاپی در کشور شده است:

نگرانی اول: ایجاد توهم در مسئولین

همانطور که گفته شد، سازمان های دولتی، عاشق و دلباخته همایش و سمینار هستند. نگرانی ما این است که برگزاری مداوم و پراکنده این رویدادها در اذهان مدیران و مسوولین دولتی این توهم را ایجاد کند که همه آنچه که در کشورهای پیشرفته اتفاق افتاده است و آنان را در زمینه نوآوری، و اقتصاد کارآفرینی پیشرو و برجسته کرده است، برگزاری همین رویدادهاست و با برگزاری مداوم آنها می توان مدل آن ترقی و نوآوری آن کشورها را کپی کرد. در نتیجه، مسوولین، نکات و الزامات اساسی و دشوار برای ایجاد یک اقتصاد پویا بر پایه نوآوری را فراموش کنند و سر خود را به کار آسانتر گرم کنند.

نگرانی دوم: ایجاد تصور نادرست در جوانان

برای جوانان، افراد خلاق و خوشفکر، و همه کسانی که شیفته نوآوری هستند و فکر می کنند ایده هایی دارند که به کمک آن می توانند به شهرت و ثروت برسند، شرکت در چنین رویدادها و همایش هایی، جذاب است. نگرانی دیگر ما اثرگذاری ناگهانی و کم عمق این رویدادها بر شرکت کنندگانش است. ما در کشور زندگی می کنیم که بیش از ۷۰% جوان دارد که بسیاری از آن ها در جستجوی شغل و در رویای ساختن زندگی ایی شرافتمندانه به سر می برند. ما ملتی عجول و کم حوصله هستیم و این را هر غریبه ای با نیم نگاهی به وضعیت رانندگی مان می تواند بفهمد. بنابراین دور از ذهن نیست مردم و بخصوص جوانان به اشتباه تصور کنند که با شرکت در این برنامه ها و پیگیری این تب استارتاپی، می توان راه چند ساله را یک شبه پیمود.

نگرانی سوم: گمراه کردن سازمان های بین المللی

از دید نهادهای بین المللی، که مسائل اقتصادی کشورهای خاورمیانه را زیر نظر دارند و می توانند در رشد و پایداری اقتصاد آن کشورها تاثیر گذار باشند، مشاهده این تب استارتاپی و کارآفرینی، می‌تواند موجب شود تا مدیران آن ها فکر کنند که این کشور در مسیر ثابتی از رشد اقتصادی قرار گرفته است، و همه چیز خوب است و مشکل چندانی نیست. در نتیجه، کیفیت و کمیت همکاری‌ها و کمک هایشان تغییر و کاهش یابد.

واقعیت تلخ:

آن چه به چشم می آید، هیچ ارتباطی با واقعیت حال حاضر ندارد. مراکز رشد (Incubators) به اندازه کافی وجود ندارند و اگر هم تعدادی از آنها، در شهرهای مختلف فعالیت می کنند، تماما دولتی و یا وابسته به دولت بوده، و تنها کاری که انجام می دهند – که البته ساده ترین کار هم است – دادن وام های بانکی کم بهره است که ای کاش نمی دادند.

هیچ مرکز شتابدهنده‌ای (Accelerator) به شکل درست و حرفه ای آن در کشور وجود ندارد، و حتی هنوز بسیاری از فعالان این حوزه، با مفاهیم سرمایه گذاری بر روی استارتاپ ها، نا آشنا هستند. صندوق های سرمایه گذاری تخصصی متمرکز بر استارتاپ ها وجود ندارد، و سایر موسسات سرمایه گذاری اهمیت و مزایای سرمایه گذاری بر روی کسب و کارهای نوآورانه را درنیافته اند.

دولت تدبیر و امید:

در این روزهای آغازین شروع به کار دولت یازدهم، که باب نامه نگاری های سرگشاده به مسوولین و رهبران آینده بخش های مختلف کشور گشوده شده است، این موضوع را به مدیران اقتصاد و صنعت کشور یادآوری می کنیم که صرفا برگزاری همایش و انعکاس خبری آن در رسانه ها، تاثیر چندانی نخواهد داشت و پیشنهاد می شود، با برنامه ریزی، تلاش کنند تا موانع ناشی از دیوانسالاری پیچیده دولتی را از سر راه ایجاد کسب و کارها بخصوص آن هایی که بر پایه فناوری های پیشرفته بنا خواهند شد، بر دارند و بگذارند این رود، مسیر خود را خودش طی کند، و بر روی آن سد نسازند، تا همه جای کشور را آباد کند.

راه حل:

هدف از بیان این مطلب، جلب توجه متفکران و فعالان حوزه اقتصاد کارآفرینی است تا با کمک هم بتوانیم به یافتن راه های بهتر و موثرتری برای به چرخش درآوردن چرخ های زنگ زده و کند اقتصاد بر مبنای نوآوری است.

راه حل کوتاه مدتی برای این مساله وجود ندارد. حل این مشکل نیاز به زمان، و همکاری همگان دارد. بنابراین، از شما فعالان حوزه های استارتاپ و کارآفرینی، و دیگر حوزه های مرتبط، دعوت می‌نمایم تا در نوشته های خود، به این موضوع بپردازید و دیدگاه های خود را در وبلاگ تان یا شبکه های اجتماعی، مطبوعات و یا زیر این مطلب، بیان کنید. به من و دیگر خوانندگان خوشفکری بگویید چه فکر می کنید و پیشنهادتان چیست؟

10 پاسخ به “تب استارتاپی ایران و خطرات آن برای اکوسیستم کارآفرینی کشور”

  1. محبوبی گفت:

    کاش روزی برسد که شعارها به شعور و احساس های گذرا به رویه های پایدار عاقلانه بیانجامد

    منتهی خیلی از پیشرفت ها با همین تاتی تاتی کردن های ابتدایی شروع شده و با راهنمایی ها و کمک های اهل فکر و دانش و تجربه به رشد و کمال رسیده و باعث شکوفایی استعدادها و سرمایه ها در کشورها شده است

    منتهی اشتباه ترین کار این است که ما بخواهیم راه رفته دیگران را از صفر شروع کنیم در حالی که می توان به راحتی از تجربیات دیگران استفاده کرد و عمر تجربی و علمی آنان را عمر خود افزود

    مساله دوم مربوط به شرایط بومی هر کشور یا کشورهایی است مثلا طرحی که در کشوری خاص بهترین بوده می تواند در کشوری با شرایط متفاوت بدترین طرح باشد
    این توجه به پیشرفت های بیرونی حتما نیازمند توجه و تطابق با وضعیت درونی هر کشوری هم هست تا سرخوردگی های شکست های ناشی از این عدم توجه باعث نشود که دیگران را از شروع تجربه های جدید باز دارد

    در کل با نوشته های شما موافقم و آن را به عنوان چراغی در وضعیت مه آلود اقتصاد و کار و کارآفرینی می دانم گرچه بهتر بود به پیشنهادهای جایگزین و راهکارها بیشتر پرداخته می شد

    موفقیت روز افزون شما را آرزومندم

    • سهیل عباسی گفت:

      دوست گرامی، با سپاس از اینکه نظرتان را ارائه نمودید،
      به نکته خوبی اشاره کردید. متاسفانه آنچه در ایران در حال حاضر اتفاق می افتد، کپی کردن “ظاهر” امر از کشورهای پیشرقته است که مانند طبل توخالی می ماند چرا که پشتوانه اقتصادی و سرمایه ای برای آن وجود ندارد.

      همانطور که می دانید، این مساله، یک مساله فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است و راه حل آسانی ندارد.
      امید است با همفکری با هم دیگر، بتوانیم به سمت یافتن راه حل گام برداریم.

  2. وحید هاشمی گفت:

    عالی بود،
    به نکته قابل تاملی اشاره کردی، جدا از مسئله “فقط کپی برداری” بعد بومی سازی و نگاه به خلق و خو و لایف استایل “ایرونی” بودن در خیلی از این همایشها دیده نمیشه!

  3. انصاری گفت:

    با تشکر از مقاله مفیدتان – ب نظر من اصول کارآفرینی باید در آموزش و پرورش و دانشگاهها پایه گزاری بشه ولی ما متاسفانه بعد از 30 سالگی به قول شما در همایش شرکت میکنیم – یادمه که ترم آخر کارشناسی بودیم و یک درس به اسم کارآفرینی داشتیم – به جرات میگم اکثریت دانشجویان فرق سود و درآمد رو نمیدونستند – و همه ما که رشته ی نرم افزار بودیم اعتقاد داشتیم برای راه اندازی یک شرکت نرم افزار هیچ سرمایه ای مورد نیاز نیست – و …………… با آقای محبوبی موافقم و نباید چرخ را از نو درست کنیم باید از تجربه سایر کشورها استفاده کنیم – کار گروهی و راه اندازی کسب و کار و مباحث مالی حتی در مدرسه ها باید آموزش داده بشه برای همه رشته ها – بالاخره شما هر رشته ای ک بخوانید باید بتوانی کسب درآمد کنی….

  4. دانشجو گفت:

    سلام و خداقوت
    بنده هم با فرمایشات شما موافق هستم
    و مخصوصا اینکه باید از دبیرستان و دانشگاه سنگ بنای آموزش کارآفرینی گذاشته شود !
    من در همین دانشگاه خودمان در تشکل انجمن علمی خیلی چیزها را یادگرفتم که قبل از آن نمی دانستم بویژه اینکه دانشجوی شیمی هستم و اصلا با اصول مدیریتی و اقتصادی اشنایی نداشتم . اما با شرمت در انجمن علمی و قرار گرفتن در کنار دانشجویان مدیریت ، مهندس صنایع ، مهندسی نرم افزار و … خیلی چیزها را یادگرفتم که الآن و درست زمانی که در حال تدریس هستم دارد به کارم میاید .
    انشاالله مواردی که اشاره فرمودید مورد توجه مسئولین قرار بگیرد …
    خدا خیرتان بدهد

  5. امیرحسین گفت:

    بسیار مطلب خوبی بود جناب سهیل عزیز .
    من در این چند وقته به صورت پیوسته تمام رویداد ها و همایش های مختلف در مورد استارت آپ ها و کارآفرینی رو دنبال می کردم و سوالات زیادی برام پیش اومده که آیا اساسا بستر مناسب برای اجرا و پیاده سازی این مفاهیم هست ؟ آیا رویدادهای استارت آپ که در تهران و چند شهر دیگه برگزار شد خروجی موفقی داشت ؟ ( البته بنده ندیدم شاید خروجی خوبی داشته )
    من واقعا گیج شدم برخی از دوستان دارن می گن ما بهترین هستیم و عالی بودیم برخی دیگه می گن مافیا بازی هست و ما نمی گذاریم مافیا به شهر ما بیان و واقعا این رفتار ها و سند زدن و برچسب زدن ها به نظرم برای این فضای نوپا اصلا خوب نیست و خیلی ها مثل من ترجیح می دن که اصلا وارد این فضا نشن و خودشون ایده هایی که دارند رو با تیم کوچک خودشون مدیریت و ادامه بدن

    بازهم منتظر مطالب خوب شما در این حوزه هستم

  6. سمانه نصیحت‌کن گفت:

    من هم به عنوان عضو کوچکی از این رویدادها، به زودی یک پست در همین راستا می‌نویسم. خیلی پیشتر میخواستم یک پست با نگاه انتقادی تند بنویسم که حس کردم در بین هیجانات مثبت شاید یک پست منفی آب سردی باشه برای آتش موفقیت. دست نگه داشتم تا دیدگاه خودم بازتر و سالم تر بشه و بدون غرض ورزی پستی رو آماده کنم.

  7. حسین گفت:

    تبریک میگویم ، آینده نگری و ریز بینی شما بسیار عالیست.
    چیزی که به نظر من میرسد این است که در حال حاضر سرمایه داران کشور بیشتر از سیستم دلالی یا انحصارگرایی ، در حال کسب درآمد هستند و حاضر نیستند سرمایه خود را در حالت ریسک قرار دهند . به همین خاطر در استارت آپ ها کمتر شاهد سرمایه گذاران قوی و کلان هستیم . مسئله دوم دانش کم سرمایه گذاران کلان از استارت آپ ها می باشد و این که میتوانند از این راه به سود کلان برسند (زیرا ایده های ناب و سودآوری حتی در سطح جهانی در این مورد مطرح می شود ولی بدلیل عدم حمایت مالی نیمه کاره رها میشوند ) – راه حلی که بنظر من میرسد اینست که روی سرمایه داران کلان و قوی تمرکز شود و یا حتی کسب و کاری در این زمینه پایه ریزی شود تا فرآیند استارت آپ و مزایای آن و سودآوری اینکار بصورت سمینار یا جلسات توجیهی باز شده و آنها را جذب کسب و کارها نماییم و یا بطور مستقل کسب و کار جدیدی با عنوان صندوق سرمایه گذاری ایجاد شود تا سرمایه گذاران خرد و کلان کم کم با تقویت این صندوق و هدایت سرمایه آن به سمت کسب و کارهای سودآوری باعث رشد صندوق و در نتیجه جذب سرمایه داران کلان به آن شوند . (زیرا سرمایه داران ایرانی تا رشد و سودآوری یک صندوق را ببینند و لمس کنند بطور سلسله وار جذب آن شده و سرمایه صندوق بطور پلکانی رشد پیدا میکند) و این مسئله نیازمند حرکت قوی و صبر کافی و پشتکار می باشد. به امید موفقیت در زمینه جذب سرمایه گذاران بیشتر .

شما هم نظرتان را بیان کنید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی با * نشانگذاری شده اند.

*

*