پدرام رخزادی

6 خرداد 1398

خواندن در 5 دقیقه

خوشفکری » سرمایه‌ گذاری


چرا استارتاپ ها به جذب سرمایه نیاز دارند؟


قبل از شروع بحث اصلی بهتر است کمی به عقب برگردیم و به مراحل جذب سرمایه توسط استارتاپ ها بپردازیم. سرمایه گذاری در یک استارتاپ، مراحل مختلفی دارد که هر یک از مراحل در جای خود باید مورد توجه قرار بگیرند.

مراحل جذب سرمایه:

۱- سرمایه بذر اولیه (Seed)

این مرحله نخستین منبع برای ورود سرمایه به استارتاپ به شمار می رود و معمولا از طریق سرمایه شخصی بنیان گذاران، دوستان و آشنایان تامین می شود. اگر به هر دلیلی منابع ذکر شده در دسترس نباشند شتاب دهنده ها وارد عمل می شوند و در ازای دریافت مقدار مشخصی سهام از استارتاپ (معمولا ۱۰ تا ۱۵ درصد)، علاوه بر در اختیار قرار دادن سرمایه، امکانات لازم مانند: فضای کار، منتورها، مشاوره در زمینه کسب و کار و … برنامه شتاب دهی را نیز در اختیار آن استارتاپ قرار می دهند.

۲- سرمایه فرشته (Angle round)

استارتاپ ها پس از شکل گیری تیم کاری اولیه، مشخص شدن بوم مدل کسب و کار و تهیه نمونه اولیه قابل قبول (Minimum viable product) از محصول یا خدمت، برای توسعه تجارت، بازاریابی، گسترش تیم کاری و تهیه ی امکانات فیزیکی مورد نیاز برای تجاری سازی محصول خود به منابع مالی بیشتری نیاز دارند. در این مرحله سرمایه گداران فرشته (Angle investors) وارد عمل می شوند و هزینه های یک شرکت نوپا را تامین نموده و به نوعی سرمایه خود را به خطر می اندازند. توجه به این نکته ضروری است که استارتاپ برای جذب این سرمایه باید چشم انداز مشخص و امیدوار کننده ای داشته باشد تا بتواند سرمایه گذاران فرشته را برای جذب سرمایه متقاعد کند.

۳- سرمایه گذاری خطر پذیر (Venture Capital)

پس از پشت سر گذاشتن مراحل اولیه، استارتاپ ها برای توسعه کسب و کار خود به منابع مالی بیشتری احتیاج دارند که معمولا در این مرحله VC ها سرمایه مورد نیاز را به استارتاپ تزریق می کنند تا به رشد و توسعه ی خود ادامه دهد. غالبا شرکت های سرمایه گذاری خطر پذیر، به صورت تخصصی در زمینه تامین منابع مالی فعالیت می کنند و به همین دلیل کسب و کارهایی را مورد حمایت قرار می دهند که بتواند بازگشت سرمایه آن ها را تضمین نماید. تامین سرمایه توسط VC ها با توجه به پارامتر های مختلف ارزیابی در چندین مراحل a,b,c,….. انجام می پذیرد.غالبا VC ها استارتاپ ها را به استفاده از منابع مالی در جهت پیشبرد اهدافشان تشویق می کنند تا محصول و خدمتشان را عرضه کنند و در بازار جایگاه خود را بیابند.

۴- تامین مالی میانه و وام های کوتاه مدت

در این مرحله استارت آپ در حال رشد بوده، به طور قابل توجهی پیشرفت کرده و محصولی تجاری دارد. ممکن است شرکت هنوز به سود دهی نرسیده باشد، اما قطعا استارتاپ دارای درآمد و ارزش افزوده است. سرمایه های جذب شده در این مرحله معمولا استارتاپ ها را به سمت گسترش بازار هدف و حتی آماده شدن برای عرضه اولیه سهام هدایت می کنند. سرمایه گذارانی که در این مرحله ورود پیدا می کنند، به دنبال چشم اندازی روشن و سودآور در کوتاه مدت هستند. از تامین مالی میانه می توان برای کارهایی مانند پشت سر گذاشتن رقبا بهره گرفت.

۵- عرضه اولیه سهام (IPO)

نخستین باری که سهام یک شرکت خصوصی به عموم عرضه می شود اصطلاحا “IPO” نامیده می شود. توجه به این نکته ضروری است که یک استارت آپ لزوما نباید این مرحله را انجام دهد. عرضه سهام به صورت عمومی کسب و کار شما را بیشتر گسترش خواهد داد. استارتاپ هایی که حالا رشد کرده اند و تبدیل به شرکت های پایدارتر و در حال رشد و گسترش سریغ شده اند یا عرضه سهام در بورس می توانند به ارزش اسمی و عملی بیشتری از سهام خود دست یابند و از آن برای توسعه بیشتر و جذب نیرو های با استعداد بیشتری استفاده کنند. همچنین از این درآمد ناشی از افزایش ارزش سهام برای پرداخت بدهی ها و اختصاص بودجه بیش تر به بخش تحقیق و توسعه استارتاپ (R&D) استفاده خواهد شد.

 

استارتاپ ها لطفا درویش مسلک نباشید!

اغلب استارتاپ ها وقتی به دوره رشد می رسند و هزینه های ثابت و متغییر شرکت را تامین می نمایند به فکر رشد مقیاس پذیر (scale up) نیستند و فقط به رشد ارگانیک خطی با شیب کم بسنده می کنند.

یکی از تهدید های جدی این مرحله حضور رقبای دیگر با استراتژی توسعه می باشد که ممکن است سهم اصلی از بازار هدف را از آن خود کنند و استارتاپ را از دور خارج کنند. استارتاپ را کودکی در حال برف بازی در نظر بگیرید که می خواهد یک گلوله ی برف را از دامنه کوه به سمت قله هل دهد هرچه بالاتر می رود گلوله ی برف بزرگتر می شود و کودک خود به تنهایی توان حمل آن را ندارد و به کمک احتیاج دارد. در مسیر پیشرفت استارتاپ بازار وسیع تر می شود، رقبا وارد عرصه می شوند و نیاز های بازار به صورت مداوم در حال تغییر است بنابرین استارتاپ ها برای پیشرفت همواره به جذب سرمایه نیاز دارند. حال در میان هزینه های مختلف یک استارتاپ در طول مسیر چند مورد مهم را بررسی کنیم:

۱- منابع انسانی:

برای پیشبرد اهداف استارتاپ، منابع انسانی جزء اصلی ترین منابع هستند آنها افرادی متخصص، سخت کوش، دارای مهارت بالا و اصطلاحا (Talent) هستند به همین دلیل عمدتا دستمزد بالاتری نسبت به سایرین دارند.

۲- توسعه ی محصول

توسعه ی محصول در استارتاپ ها جزء فرایند های فناورانه می باشد و اغلب به دلیل اینکه نتیجه ی کار از قبل مشخص نیست، با آزمایش و خطا صورت می گیرد در نتیجه نسبت به توسعه محصول در کسب و کار های سنتی هزینه ی بالاتری دارد. به عنوان مثال استارتاپ های فعال در حوزه نانو تکنولوژی برای توسعه ی محصول به تجهیزات خاص، افراد متخصص و فضای کاری ویژه (مثل اتاق تمیز) نیاز دارند و ممکن است این هزینه به تولید محصول ختم نشود.

۳- تغییر در مدل کسب و کار (Pivot)

ممکن است استارتاپ ها در میانه ی مسیر تغییراتی بنیادین در مدل کسب و کار خود ایجاد کنند مثلا تغییر در بازار هدف، تغییر در جریان درآمد و تغییر در ویژگی های محصول عرضه شده (Feature) که غالبا باعث می شود که بسیاری از کارهایی را که انجام داده اند کنار گذاشته و از نو شروع کنند که این کار بسیار هزینه بر است.

۴- فرایند بازار سازی برای محصول

به دلیل نو آورانه بودن محصولات و خدمات استارتاپ ها و تازگی داشتن برای افراد جامعه اطلاع رسانی در مورد آن، فرهنگ سازی برای استفاده از این خدمات و محصولات و در نهایت ایجاد حس نیاز در مشتری غالبا زمان بر و هزینه بر است. به عنوان مثال ایجاد حس امنیت برای مشتریان در هنگام خرید آنلاین (غیر حضوری) یا استفاده از تاکسی های اینترنتی.

در این قسمت ضروری به نظر می رسد که در مورد نرخ سوخت پول (Burn Rate) در استارتاپ ها صحبت کنیم. مقدار هزینه ای که در یک دوره زمانی مشخص (غالبا معیار سنجش یک ماه است) صرف هزینه های ثابت و متغییر یک مجموعه ی استارتاپی می شود نرخ سوخت پول است و مدت زمانی که طول می کشد تا سرمایه به پایان برسد (Run way) نام دارد.

در پایان هم ذکر این نکته که جذب سرمایه مناسب و کافی هیچ دلیلی بر موفقیت یک استارتاپ نیست، خالی از لطف نیست.

 

شما هم نظرتان را بیان کنید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی با * نشانگذاری شده اند.

*

*