سه توصیه مهم برای شراکت و سرمایه‌گذاری در استارتاپ ها و کسب‌و‌کارهای کوچک

۳۱ مرداد ۱۳۹۲  ·   زمان مطالعه 5 دقیقه


درباره اهمیت و لزوم تزریق سرمایه به استارتاپ ها پیشتر، مفصل صحبت کرده ایم و خوشبختانه نوشته های قبلی ما، در خوشفکری، تا اندازه ی زیادی دیدگاه کارآفرینان و مدیران استارتاپ های ایران را به سمت واقعیت ها، و مسیر درست، هدایت کرده است. در ادامه، سه توصیه و پیشنهاد مهم و اجرایی برای شراکت بهتر و سرمایه‌گذاری مفیدتر در استارتاپ ها و کسب‌و‌کارهای کوچک، تقدیم می گردد.

۱. مفاهیم سرمایه گذاری را یاد بگیرید:

به زودی برای اینکه کسب و کارتان را سرپا نگه دارید و برنامه هایتان را اجرایی کنید به سرمایه نیاز خواهید داشت. پس بهتر است مفاهیم رایج در سرمایه گذاری را یاد بگیرید. مفاهیمی مانند پورتفولیو، سهامدار عمده، سهامدار جزء، هیات مدیره، مدیر عامل، سرمایه درگردش، شرکت سهامی خاص، شرکت سهامی عام و …

البته تنها دانستن معنی این مفاهیم کافی است تا در ارتباط با سرمایه گذاران، دچار اشتباهاتی که متاسفانه اخبارش از گوشه و کنار می رسد نشوید. چرا که در اول کار، همه خوشحال و گرمِ انرژی سرمایه جذب شده هستند و ممکن است خیلی چیزهای ریز، بی توجه، رها شوند. همین نکات ریز، در آینده گریبان کارآفرین را خواهد گرفت.

بیشتر بدانید: راهنمای سریع و آسان خوشفکری برای درک امور مالی کسب و کارها + اجرای صوتی

یک مثال:

برای مثال، فرض کنید یک صندوق سرمایه گذاری، با خرید ۵ درصد سهام یک شرکت، مبلغ ۱۰ میلیون تومان سرمایه گذاری می کند. این مبلغ، ارزش سهام آن شرکت را به ۵۰ میلیون تومان می رساند. حال این شرکت به مبلغ ۲۵ میلیون تومان (نصف ارزشش) فروخته می شود. و با این حال، صندوق سرمایه گذاری، سود می کند! چطور چنین چیزی ممکن خواهد بود؟ درحالیکه می بایست آن سرمایه گذار، ۵% از ۲۵ میلیون تومان یعنی ۲.۵ میلیون تومان، دریافت کند.

نکته اش اینجاست که در بند کوچکی در قرار داد سرمایه گذاری، ذکر شده است که پس از فروش شرکت (Exit)، این سرمایه گذار است که ابتدا کل سرمایه اش را به همراه مبلغی به عنوان تضمین بازگشت سرمایه، از حساب بر می دارد و سپس نوبت به کارآفرین می رسد. در نتیجه، مبلغ ناچیزی عاید کارآفرین خواهد شد.

باید بسیار دقت کنید که مواردی که نوشته می شود، چه مفهومی دارند و در آینده چه استفاده ای از آنها ممکن است بشود. چراکه، سرمایه گذار، ممکن است بخواهد حتی به قیمت ورشکستگی تان، شما را درس عبرتی برای دیگران کند.

یک راه حل:

اگر فکر می کنید در حال حاضر، توان و زمان لازم برای جذب سرمایه را ندارید، بهترین کار این است که از مشتریانتان برای تامین سرمایه استفاده کنید. جریان نقدینگی، بسیار در این زمینه کمک خواهد کرد. وقتی، مشتری شما، به شما آنقدر اعتماد کند که حاضر باشد، پیش از تحویل محصول، هزینه اش را بپردازد، آنگاه می توان با این پول، خیلی کارها را انجام داد و سفارشات بعدی را هم آماده کرد.

۲. به همه سهم بدهید:

سه توصیه مهم برای شراکت و سرمایه‌گذاری در استارتاپ ها و کسب‌و‌کارهای کوچک

برای اینکه بهترین کارایی را از اعضای تیمتان بگیرید، به آن ها سهام بدهید. با توجه به اینکه در ابتدای کار، درآمد چندانی ندارید، وقتی فرد جدیدی را به تیم اضافه می کنید، برای او دو گزینه مطرح کنید، یا یک حقوق مشخص و یا یک حقوق کمی کمتر اما در عوض، بخشی از سهام شرکت تازه تاسیس تان.

کسی که سهام را انتخاب می کند، می توان گفت، به آینده کسب و کار شما امیدوارتر است و برای اینکه در آینده وقتی شرکت فروخته شده (استراتژی خروج) بتواند از سود بالایی برخوردار شود به شدت در کنار شما کار خواهد کرد. اوست که مدل رشد استارتاپ ها را درک کرده است.

برای مثال می توانید به کسی که مسوول فروش است وعده دهید که در ازای فروش هر x عدد از محصول، در طول y روز، شما z درصد از سهام شرکت را به نام او خواهید کرد. در نتیجه هم او انگیزه و احساس تعلق پیدا خواهد کرد. اگر پس از y روز، نتوانست به اندازه لازم، بفروشد آنگاه شما این امکان را خواهید داشت که با خریدن سهامش، فرد دیگری را جایگزین کنید.

خلاصه اینکه هر کسی که در تیم شما هست، بهتر است سهام داشته باشد و هر کسی هم که سهام دارد باید با برنامه ها و اهداف بلند مدت بنیانگذاران و سرمایه گذاران کسب و کار، هماهنگ و همدل باشند.

انگیزه مردم صرفا پول دار شدن نیست:

همه ما، دوست داریم ثروتمند باشیم. اما تصویر ما از ثروتمند بودن، صرفا داشتن حسابی پر از پول نیست بلکه تصاویر و خیال کارهایی است که می خواهیم با آن پول انجام دهیم. در نتیجه اگر می خواهید اعضای تیم تان را به دریافت سهام در عوض حقوق کمتر ترغیب کنید، بکوشید تصاویر ذهنی شان را برای آینده ای روشن با بدست آوردن پول زیاد و قدرت، و در نتیجه انجام رویاها و کارهای دلخواه شان، تقویت کنید.

لازم نیست اعضای جدید تیم بدانند شرکت شما چند سهم دارد. تنها چیزی که مهم است، تعداد سهمی است که آن ها دارند. مثلا شما می توانید تعداد سهام شرکتتان را اعداد بالایی در نظر بگیرید، مثلا ۱ میلیون سهم. و وقتی به یکی از کارکنان تازه وارد، ۱۰.۰۰۰ سهم بدهید (که می شود ۱ درصد)، چیزی که همکار جدید شما دوست دارد بشنود، ۱۰۰۰۰ سهم است تا ۱ درصد سهام!

این عدد، به او انگیزه ی بی همتایی برای تلاش بیشتر خواهد داد.

۳. همیشه بیشتر از آنچه فکر می کنید، به سرمایه نیاز خواهید داشت:

کار دشواری است. بخصوص در دوران رکود اقتصادی کشور، اما ناممکن نیست. زمان و انرژی زیادی می خواهد تا بتوانید سرمایه گذاران را پیدا کنید، ایده تان را با آن ها درمیان بگذارید و آنان را به سرمایه گذاری در کسب و کارتان علاقه مند کنید. در نتیجه اگر شخص یا شرکتی به سرمایه گذاری در کسب و کارتان علاقه نشان می دهد، تلاش کنید بیشتر از آنچه فکر می کنید نیاز خواهید داشت، سرمایه درخواست کنید تا مجبور نشوید پس از چند ماه دوباره این روند دشوار جلب سرمایه گذار را از نو انجام دهید.

و وقتی هم آن سرمایه ی [لعنتی!!!] را بدست آوردید، با آن مانند آخرین و تنها پولی که در اختیار دارید برخورد کنید تا بهترین استفاده را ببرید.

چند روز مانده تا ورشکستگی

با بررسی دخل و خرجتان، می توانید سرعت خرج شدن (Burn rate) پول هایتان را حساب کنید. یکی از مهمترین چیزها، جریان نقدینگی (Cash flow) است که باید بر روی آن تمرکز داشته باشید و تا جایی که می توانید آن را مثبت نگه دارید. یعنی درآمدتان از مخارجتان بیشتر بماند. وقتی به سمت منفی شدن نزدیکی شد، شاید لازم باشد کارهای دیگر – مثلا به صورت فریلنس – انجام دهید (که خیلی از ما، این کار را کرده ایم) تا مقداری پول به دست آورید.

این پاراگراف را می توان اینگونه خلاصه کرد: هر چه بیشتر، تا می توانید، زمان ورشکستگی را عقب بیاندازید.

4 پاسخ به “سه توصیه مهم برای شراکت و سرمایه‌گذاری در استارتاپ ها و کسب‌و‌کارهای کوچک”

  1. بابک عباسي گفت:

    سهیل جان درود
    وقتی این مطلب را میخواندم، با خودم گفتم که شخصی که این مطلب را نوشته، یا از روی یک کتاب کپی کرده یا اینکه اگه کلی هم کتاب خونده باشه، هنوز اجرا نکرده. چون نوشته شما چند اشکال جزیی و چند اشکال اساسی داره:
    3- از آخر میگم. آخری رو قبول دارم. چون خیلی لازمه و اگه انچام نشه، حتما زمین میزنه
    2- میتونه مفید باشه. اما عملا اجرایی نیست.
    این رو من بهش میگم یک راه حل کتابی. یعنی فقط توی کتابها میاد و اجراشدنی نیست. هم بخاطر اینکه معمولا کسانی که میخوان با کارآفرینها کار کنن، میخوان کار کنن و حقوق بگیرن
    و اگه کسانی هم باشن که به این سطح از هرم نیازهای مازلو رسیده باشن که بتونن حداقل حقوق رو تحمل کنن و امید به آینده کاری داشته باشن که یکی دیگه داره طراحی و مدیریت میکنه، معمولا خودشون کارآفرین هستن، یا میتونن مستقل کاری رو راه بیاندازن.
    البته میدونم که امکان داره کسایی هم باشن که حالت شما رو بپذیرن. اما خیلی نادرن.
    ضمنا اشکال عمده این حالت اینا نیست. اینه که شما با اینکار آقابالاسر زیاد میکنید. چون وقتی کسی سهامدار میشه، شریک میشه و دائم نظر میده (البته با نگاه مثبت، فرض میکنیم که برای بهبود عملکرد مجموعه داره نظر میده) اما هندل کردن نظرات این همه شریک، کار خیلی سختیه و میشه یک دغدغه جدید برای کارآفرین.
    تازه اوج این سختی در جایی معلوم میشه که اونا با هزینه ها موافق نباشن. حالا بیا و درستش کن. میگن ما شریکیم و هزینه ها به پای ما حساب میشه. پس ما هم باید نظر بدیم. که حق هم دارن. و …
    1- اما مورد اول.یادگیری این مفاهیم خوبه و مفید. مخصوصا اگه بخوای شریک داشته باشی (که شراکت با سرمایه گذاری مقداری فرق هم داره).
    ولی غور کردن در این مفاهیم، به نظر من دل و جرآت رو از کارفرما برای اجرا میگیره. که این مورد هم میتونه خیلی مهم نباشه یا بعضیا بگن اثرش زیاد نیست. اوکی
    اما مثالی که در این مورد زدید اشکالات جدی و اساسی داره:
    وقتی یک صندوق سرمایه گذاری با 10 میلیون تومان، به میزان 5درصد سهام یک شرکت را خریداری میکنه، یعنی ارزش این شرکت معادل 200 میلیون تومن درنظر گرفته یا توافق شده.
    و اگه ارزش شرکت به 50 میلیون تومن میرسه، یعنی اینکه ارزش شرکت به یک چهارم افت کرده (تا اینجا یعنی ضرر. یعنی یک سوم سرمایه پرید).
    و وقتی شرکت به 25 میلیون تومن فروخته میشه، یعنی ارزش شرکت از 200 به 25 میلیون تومان تنزل پیدا کرده (یک هشتم).
    اگر هم شرطی که فرمودید در قرارداد اومده باشه، سرمایه گذار اول پولش رو برمیداره، اما بعدش که بایستی ضرر تقسیم بشه، بایستی 5درصد ضرر ( که میشه 5درصد 175میلیون تومن، یعنی 8میلیون و 750هزار تومن) رو بده.
    و این یعنی سود که نکرده، اون هم ضرر هنگفتی کرده.
    البته من میدونم که منظور شما در مورد اول، دانایی کارآفرین به مفاهیم مربوطه بود، و مثال هم مرتبط، ولی اعداد و ارقام صحیح نبود. و آنجا که فرمودید سرمایه گذار سود میکنه اما کارآفرین نه، غلطه.

    بهر حال بنده را ببخشید.
    چون خودم کارآفرینی بودم که هم تجربه شراکت ، و هم تجربه شکست خوردن کار و … رو داشتم، گفتم شاید نظراتم برای هموطنهای جوانترم مفید باشه.
    از زحمات شما هم بسیار تشکر میکنم

    با احترام
    بابک عباسی

    • سام گفت:

      سلام ممکنه بپرسم شما شغلتون چی هستش؟
      و میتونید برای شراکتی که شروع شده و عدد و رقم در میان هستش مشاوره دهید؟
      ممنون

    • علی فصیح گفت:

      جناب آقای عباسی
      از اینکه با حوصله و دقت مشکلات مربوط به مطلب را تشریح کردید ممنون و با شما موافقم.
      با اینحال از نویسنده نیز بابت مطلب کاربردیش ممنون که با توضیحات آقای عباسی حالا کاملتر گردید.
      تنها موضوعی که می باید اضافه کنم اینست که آقای دراکر در کتاب خود توضیح داده است که دادن سهام به پرسنل تا زمانیکه شرکت در حال سود است منجر به انگیزه می شود و به محض ضرر ده بودن شرکت فاقد ایجاد انگیزه می شود.
      با آرزوی توفیق

  2. سید روح الله حسینی گفت:

    سلام وقت شما بخیر …من یک سرمایه گذار هستم و دو نفر دیگه ک به عنوار بازار یاب و مدیر فروش هستند رو به عنوان شریک انتخاب کردم …و سهام رو به صورت مساوی تقسیم کردیم …در حالی ک کل سرمایه از ان من هست ….چه کاری میتونم انجام بدم ک بازدهی سرمایه ضرری به سرمایه من نزند ….در عین حال چه نوع قراردادی را باید با شرکا تنظیم کنم

شما هم نظرتان را بیان کنید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی با * نشانگذاری شده اند.

*

*